خلاصه کتاب صهبای حج آیت الله جوادی آملی 2
فصل پنجم : حجر الاسود
کعبه معظمه چهار رکن دارد که ترتیب انها بر حسب طواف عبارت است از : 1- رکن حجرالاسود 2- رکن شامی 3- رکن مغربی 4- رکن یمانی. ص 265
[حجر الاسود به منزله سمت راست عرش الهی است و تکیه گاه حضرت مهدی(عج) به هنگام بیعت مردم با آن امام در آغاز قیام جهانی و عدالت گستر آن حضرت است.]ص 266
در روایات متعدد و معتبری وارد شده که حجرالاسود سنگی بهشتی و آسمانی است و دلیل عقلی یا نقلی بر خلاف آن وجود ندارد. ص 270
ویژگی دیگر حجرالاسود این است که همچون مسجد در قیامت به سود عده ای شهادت می دهد.ص 270
فصل ششم : مقام ابراهیم ص 275
فصل هفتم: زمزم
پس از آنکه کودک تشنه شد , مادر نیایش کنان , در حالی که زمزمه هل بالوادی من انیس برلب داشت , در جستجوی آب , هفت بار بین کوه صفا و مروه رفت و آمد کرد ناگهان دید که زیر پای نوزادش چشمه ای جوشیده است . ص 283
رسول اکرم (ص) پس از نوشیدن آب زمزم می فرمود : اللهم انی اسالک علما نافعا و رزقا واسعا و شفا من کل داء و سقم. ص 284
فصل هشتم : صفا و مروه
ان الصفا و المره من شعائر الله (بقره 158) . ص 290
فصل نهم : عرفات ص 293
فصل دهم : مشعر و منا ص 297
بخش سوم : مناسک حج
فصل یکم : سر عبادت
در نظام تکوین هر معلولی عبد علت خود بوده , در حدوث و بقا ازآن پیروی کرده , در ذات و صفت و فعل فرمان آن را می برد و هیچ گونه گسستگی در رشته علیت و معلولیت راه ندارد.ص 306
در نظام تشریع که اساس هر گونه آزمون و تکامل اختیاری است هیچ گونه جبر یا تفویضی راه ندارد و موجود متفکر مختار که در قلمرو قانون قرار می گیرد در انتخاب راه خویش آزاد و در ادامه آن مختار و در قبول و نکول آن رها و در هماهنگی درون و بیرون یا ناهماهنگی آن به نام ایمان یا نفاق مخیر است ؛ زیرا بدون آزادی نه آزمون میسر است و نه تکامل ممکن خواهد بود. ص 306
محدوده نظام تشریع از قلمرو تکوین کمتر است چون تشریع در غیر موجود آگاه آزاد راه ندارد لیکن منطقه پیروی یا تمرد در قاره تشریع بیشتر است. ص 306
در فرهنگ قرآن کریم اسلام و کفر, ایمان و نفاق, اطاعت و عصیان و نیز صواب و خطا و خلاصه حق و باطل مخصوص نظام تشریع بوده , در حیطه تکوین جز اسلام و اطاعت و صواب و خلاصه حق چیز دیگری یافت نمی شود. ص 306
هدف والای خلوق و کمال نهایی او آن است که بنده خداوند شود . (ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون)(ذاریات 56). ص 308
حج مانند سایر عبادات , غایت خلق است , نه خالق و کسی که حج می گزارد بهترین توشه را با حج خویش گرد می آورد و خدا غنی محض است.( لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا و من کفر فان الله غنی عن العالمین(آل عمران 97). ص 310
آنچه در مدار شهود عقل نظر و انبعاث عقل عسل قرار می گیرد , می تواند به حساب سر عبادت آید؛ نه آنچه در محور عمل جوارح یا در حد خاطره جوانح قرار می گیرد. ص 313
فصل دوم : سر حج و ثمرات آن
قلب می تواند شاهد غیب بوده , به آنچه چشمها از دریافتش ناتوان و عاجز است نایل شود . پس خوشا به حال کسی که قلب دارد یا گوش فرا می دهد و شاهد است (ق 37) . چنین کسی در زمره کسانی است که هر عبادت و از جمله حج را با قوت قلب فرا گیرد , چنانکه با قوت بدن. ص 319
حج نیز ظاهری دارد که مردم با جسمهایشان بدان می رسند و باطنی نیز که خواص بندگان با قلبهای خویش بدان نایل می شوند و هنگام ظهور ملکوت , جلوه آن را می بیند. ص 320
امام صادق (ع) در بیان برخی اسرار حج که ترسیم کننده چهره باطنی حج است فرمود: چون اراده حج کردی پیش از عزم بر سفر دل خود را از هر کار و از هر حجابی خالی کن و همه کارهایت را به آفریننده ات واگذار و در همه حرکات و سکونهایت بر او توکل کن و تسلیم قضا و فرمان و تقدیر او شو و دنیا ورفاه و آسایش و نیز مردم را وداع گو و حقوقی که از مردم برگردن داری ادا کن و بر زاد و راحله و یاران و قوت و جوانی و مال خود تکیه مکن. چه بسا همین ها دشمن و وبال تو گردد ؛ زیرا هر که به گمان خویش خواهان خشنودی خداوند باشد اما بر چیزی جز او اعتماد ورزد دشمن و وبال او گردد تا بداند که او را نیرویی نیست . پس تو را و نیز هرکس دیگر را چاره و گریزی جز در پرتو عصمت و نگهبانی خداوند و توفیق او نیست.
آنگاه خود را مهیا کن چونان کسی که امید به بازگشت ندارد . خوش معاشرت باش و اوقات فرایض خدا و سنن پیامبرش (ص) و آنچه از ادب و تحمل و صبر و شکر و شفقت و سخا و ایثار زاد که بر تو واجب است در همه اوقات رعایت کن .
سپس با آب توبه خالصانه گناهانت را بشوی و جامه صدق و صفا و خشوع در بر کن و از هر آنچه که تو را از یاد خداوند مانع می شود و از اطاعت او باز می دارد , دوری کن ؛ و لبیک گو , بدین معنا که خدا را پاسخی بی آلایش و پاک دادی , چنانکه به ریسمان استوارش چنگ زدی و به قلب خویش با کروبیان به گرد عرش طواف کن همچون طواف خویشتن با مسلمانان بر گرد کعبه و به قصد فرار از هوا و تبری از همه نیرو و توان خویش هروله کن.
آنگاه از غفلت و لغزشهایت با رفتن به منا , برون آی و آنچه را بر تو روا و حلال نیست و سزاوار آن نیستی تمنی مکن و در عرفات به خطاهایت اعتراف کن . در مزدلفه پیمان خویش را بر وحدانیت خداوند تجدید کن و به او تقرب جو و از او پروا بدار و با صعود به جبل الرحمه با روح خویش به ملا اعلی فراز آی و به هنگام قربان کردن گلوی هوا و آز را ببر و به هنگام سنگ زدن به جمرات , شهوات و خساست و دنائت و زشتی را رمی کن و با تراشیدن مویت عیب های آشکار و نهان را ببر.
سپس با ورود به حرم از پیروی خواست خویش در امان خداوند و حمایت و نگهداشت و حفظ او گام نه و کعبه را زیارت کن در حالی که صاحب آن را بزرگ می داری و به جلال و قدرت او آگاهی ؛ و حجرالاسود را به نشان اینکه به قسمت او خشنودی و در برابر عزت او سر افکنده ای استلام کن و با طواف وداع با هرچه جز اوست بدرود گوی و با وقوف خویش بر کوه صفا روح خود را برای دیدار خداوند در روزی که دیدارش خواهی کرد پالوده ساز و در کوه مروه با پیراستگی از گناهان نسبت به خداوند صاحب مروت باش.
بدان که خداوندحج را واجب نفرمود و از بین همه طاعات آن را با اضافه کردن به نام خویش ویژه نساخت: و لله علی الناس حج البیت (آل عمران 97) و در خلال مناسک , سنتی از برای پیغمبرش تشریع نکرد مگر برای آمادگی و اشاره به مرگ و قبر و بعث و قیامت که این همه از آغاز با انجام اشارتی است برای عاقلان و خردمندان. ص 321-323
محرمات حج برای تطهیر قوایی است که احیانا گرفتار عصیان و تباهی می شود چنانکه آیه شریفه ( فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فی الحج (بقره 197) به سه مورد از محرمات حج که هر یک در تطهیر یکی از آن قوای نفسانی نقش دارد اشاره می کند ؛ یعنی لا رفث به پاک کردن قوه شهویه مربوط است و لا فسوق به تطهیر قوه غضب بر می گردد و لا جدال ناظر به تهذیب قوای فکری است و با طهارت این قوای سه گانه همه کارهای انسانی پاک می شود ؛ زیرا هر کاری که از انسان صادر می شود با تحلیل دقیق به یکی از سه قوه بر می گردد و تفضیل آن بر عهده علم اخلاق است. ص 329
پی بردن به راز مناسک حج دشوار است و اسرار بسیاری از آنها با عقل بشری قابل تبیین نیست (به خلاف نماز و روزه و زکات و ...) . از این رو تعبد در حج بیش از سایر دستورات دینی است . بنابراین, مراسم و مناسک حج با بندگی محض و رقیت صرف و عبودیت تام هماهنگ تر است.ص 330
فصل سوم : احرام
حرم امن الهی و سرزمین حج خصوصیتی دارد که هیچ منطقه ای بر روی زمین این ویژگی را ندارد و آن این است که نمی توان بدون احرام از میقات گذشته , وارد آن محدوده شد . این دستور تنها ویژه موسم حج نیست بلکه در طول سال هر کس به خواهد وارد آن سرزمین شود باید از میقات احرام بسته به مکه رود و اعمال مخصوصی را به جا آورد تا از احرام بیرون آید و آنگاه کارهایی که در حال احرام بر او حرام بود برایش روا شود. ص 343
احرام بستن سه جز دارد که با انجام آنها احرام محقق می شود : 1- پوشیدن دو قطعه لباس ندوخته (برای مردان) 2- قصد حج یا عمره 3- لبیک گفتن . ص 345
امام سجاد (ع) : احرام بستن بدین معناست که : خدایا ارتباطم را از غیر تو گسستم . ص 346
ظهور توحید و تجلی بالغ آن در احرام که همراه با برهنه شدن از زینت زندگی دنیاست , امری آشکار است؛ همانگونه که تمثیل حشر و معاد با احرام واضح است. ص 347
راز استحباب غسل در میقات , برابر بیان امام سجاد(ع), این است که حج گزار با انجام این غسل قصد کند که خود را از گناه و لغزش تطهیر کند. ص 348
سر نماز احرام این است که می گوید: خدایا من با ستون دین تو , به تو نزدیک می شوم . ص 348
کندن لباس دوخته , به هنگام احرام , به معنای بیرون آمدن از جامه گناه است چنانکه پوشیدن لباس احرام که لباسی ندوخته, رنگ نگرفته و حلال و پاک است به معنای دربر کردن لباس طاعت است. سر دیگر در بر کردن آن جامه مخصوص در حال احرام این است که انسان روزی در پیش دارد که با لباس ندوخته وارد آن می شود و آن روز مرگ است که کفن در بر می کند . برخی اسرار قیامت این گونه در مناسک و مراسم حج متجلی شده , سفر مرگ و حضور در صحنه قیامت در نظر افراد مجسم می شود. همچنین با دربر کردن لباس ساده احرام امتیازات ظاهری افراد زایل شده , زمینه هر گونه برتری طلبی و فخر فروشی از بین می رود. ص 349
تکرار تلبیه در هر فراز و نشیبنی و در هر اوج و حضیضی برای آن است که انسان در هر آنی آن عهد الهی را تجدید کند. ص 370
ذکر تلبیه( از امام صادق (ع)): لبیک اللهم لبیک , لبیک لا شریک لک لبیک , ان الحمد و النعمه لک و الملک لا شریک لک لبیک , لبیک ذا المعارج لبیک , لبیک داعیا الی دار السلام لبیک , لبیک غار الذنوب لبیک , لبیک اهل التلبیه لبیک , لبیک ذالجلال و الاکرام لبیک , لبیک تبدئ و المعاد الیک لبیک , لبیک تستغنی و یفتقر الیک لبیک , لبیک مرهوبا ومرغوبا الیک لبیک , لبیک اله الحق لبیک , لبیک ذا النعما و الفضل الحسن الجمیل لبیک , لبیک کشاف الکرب العظام لبیک , لبیک عبدک و ابن عبدک لبیک , لبیک یا کریم لبیک. ص 372
احرام و لبیک گفتن به معنای پاسخ دادن به ندای وحی و اجابت دعوت الهی است . ص 377
راز لبیک (امام سجاد (ع)): خدایا پیمان می بندم که از این پس جز به طاعت تو زبان نگشایم و زبانم را بر همه گناهان ببندم. ص 378
همه اموری که موجب تیرگی روح و آلودگی جان می شود در حال احرام تحریم می گردد تا جان خالص و روح پاک , شایسته طواف خانه خدا گردد ؛ خانه ای که از هر آلودگی پاک و از هر آغشتگی منزه است. ص 384
احرام و رعایت حدود آن , روح را از هر بندی رها و از هر قید هر شهوت و غضبی آزاد و مغز را از هر فکر باطلی پاک و دل را از هر خیال خامی نجات می بخشد. ص 384
فصل چهارم: طواف
ورود به مسجد الحرام از باب بنی شیبه سنت است . ص 385
طواف عبادت ویژه ای است که اینما تولوا فثم وجه الله(بقره 115) درآن متجلی می شود. ص 387
امام سجاد (ع): کسی که بر حجر الاسود دست گذارد با خدا مصافحه کرده است. ص 392
سر دست زدن به حجرالاسود این است که زائر بدین وسیله متعهد می شود و با خدای سبحان پیمان می بندد تا دیگر دست خود را به گناه نیالاید , ربا و رشوه ندهد و نگیرد , امضای باطل نکند و ... پس راز اصرار متشرعان بر استلام حجر , امضای این تعهد و تاکید بر این پیمان است که خدایا حال که دستم به نشان میثاق تو در زمین رسید , هرگز دست به بیگانه نمی دهم . ص 392
فصل پنجم : نماز طواف
کسی که بر جایگاه ابراهیم خلیل قدم گذاشته , باید با هر طاعتی آشنایی برقرار کرده و از هر معصیتی ابزار انزجار کند. ص 395
مستحب است که زائر بیت الله بعد از طواف و نمازآن کنار چاه زمزم رفته از آب آن بنوشد مقداری هم بر سر و روی خود بریزد و به آن تبرک جوید. ص 396
زائر عارف به اسرار حج آنگاه که آب زمزم را بر سر و سینه یا در کام خود می ریزد , قصد اواین است که خدایا من جام طاعت نوشیدم و جام معصیت را ترک کردم. ص 397
فصل ششم : سعی
سعی بین صفا و مروه هروله ای مخصوص , من الله و الی الله است . همچنین فرار از خدا به سوی خدا و هجرت از او به سوی اوست و پناه گرفتن از او به سوی او پناهندگی به او از اوست. ص 399
امام سجاد (ع) : سعی بین صفا و مروه , به سوی حق دویدن است ؛ چنانکه تردد بین آن دو کوه به معنای بودن در حالت ممدوح بین خوف و رجاست. ص 401
سعی زائر آنگاه که رو به جانب صفا دارد این است که خود را تصفیه کرده , از صفای الهی برخوردار شود و وقتی به سوی مروه می رود سعی کند تا مروت و مردانگی به دست آورد . ص 402
فصل هفتم : تقصیر
دلیل رجحان حلق بر تقصیر نسبت به مرد در عمره مفرده حدیثی است که از رسول اکرم (ص) نقل شده, که فرمود : خدایا بیامرز کسانی را که – در عمره مبتوله(مفرده)- موی سر را می تراشند.ص 410
صاحب فتوحات مکیه می گوید: چون محلقین با تراشیدن همه مو , سر خود را مکشوف کرده اند , از خدا در خواست شد تا سر های آنان را با ثواب بپوشاند و این کار برای مقصرین حاصل نشده بود. ص 411
فصل هشتم: وقوف در عرفات
امیر المومنین علی (ع) : عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه , آنقدر تضرع کند تا لایق ورود حرم شد. ص 415
وقوف در عرفات برای آن است که انسان به معارف و علوم دینی واقف شده و از اسرار الهی نظام آفرینش باخبر شود. ص 415
حج گزار باید در آنجا بر این نکته عارف شود که خدای سبحان به نهان و آشکار و صحیفه قلب او و راز های آن و حتی آنچه برای خود او روشن نیست و به طور ناخودآگاه در زوایای روح او می گذرد آگاه است. ص 416
شایسته است در روز عرفه حج گزار از جبل الرحمه که در سرزمین عرفات است بالا رفته ( بنا به نظر مشهور فقها بالا رفتن از این کوه در روز عرفه کراهت دارد) دعایی را که سالار شهیدان حسین بن علی (ع) در جانب چپ آن کوه رو به کعبه ایستاد و خواند , بخواند. ص 418
صعود بر جبل الرحمه باید انسان را عارف به این سر کند که خداوند نسبت به مرد و زن مومن رحمت خاص و ولایت وخصوص دارد. ص 419
امام سجاد (ع) : معنای حضور در نمره (قسمتی در عرفات ) این است که : خدایا من به چیزی امر نمی کنم , مگر که قبلا موتمر باشم و از چیزی بر حذر نمی دارم مگر اینکه خود قبلا پرهیز کرده باشم. ص 419
امام سجاد (ع): هنگام ورود به این منطقه باید آگاه باشید که این سرزمین (نمرات) سرزمین شهادت , معرفت و عرفان است. ص 420
فصل نهم : وقوف در مشعر الحرام
مشعر الحرام جزو محدوده حرم و اولین در ورودی آن است. ص 435
راز وقوف و بیتوته در مشعر الحرام طبق فرموده امام سجاد(ع): حج گزار قلب خود را با شعار تقوا آگاه کرده , تقوا و خوف از خداوند را شعار دل خود قرار دهد تا قلب او با تقوا شناخته شود, که شعار هر قومی معرف آن قوم است. ص 435
حج گزار هنگام وقوف در آنجا با جمع کردن سنگریزه ها نیرو می گیرد و خود را مسلح می کند تا با شیطان به نبرد برخاسته و با هر عصیانی بستیزد و در پیشگاه هر طاعتی سر بساید. ص 436
فصل دهم : افاضه به منا و بیتوته درآن
امام سجاد (ع) به شلبی فرمود: آنگاه که به منا رسیدی آیا احساس کردی که به مطلوب و خواسته ات نایل آمدی و حاجتت برآورده شد؟ ص 437
امام سجاد (ع): راه بهتری برای کسب ثواب بیشتر و ادای شایسته تر حقوق گذشتگان(در منا) , مسئله شهادت به وحدانیت حق و رسالت رسول خدا و ولایت و خلافت و امامت امامان معصوم(ع) است . ص 441
فصل یازدهم : رمی جمرات
سنگریزه ها شیطان را رجم و طرد نمی کند بلکه این انزجار درونی شماست که شیاطین انس و جن را می راند و شما را از هر شیطنت درونی و بیرونی محافظت می کند. ص 449
رمی جمرات تذکر به طرد هر گونه پلیدی می دهد. ص 450
فصل دوازدهم : قربانی
لن ینال الله لحومها و لا دماءها و لکن یناله التقوی منکم(حج 37) . ص 454
سر قربانی طبق بیان نورانی امام سجاد (ع) این است که حج گزار و قربانی کننده با تمسک به حقیقت ورع , گلوی دیو طمع را بریده , او را بکشد. ص 461
فصل سیزدهم : تراشیدن موی سر(حلق)
تراشیدن موی سر در منا , نشانی از پاک شدن از آلودگی های اخلاقی و زدودن زنگار های روح و بیرون آمدن از سنگینی و تاریکی گناهان است. ص 465
دفن موی حاجی در منا مناسب ترین جا است. ص 466
فصل چهاردهم : پایان حج
رسول اکرم (ص) : کسی که به زیارت خانه خدا موفق شده نشانه قبولی حج او این است که از آن پس مرتکب گناه نشود , اما اگر همچنان تن به تباهی و گناه داد , این نشان از مردود بودن حج اوست. ص 471
بخش چهارم : زیارت
فصل یکم: اتمام حج و عمره با زیارت
در برخی از روایات مصداق برای اتمام حج ( و اتموا الحج و العمره لله (بقره 196) را مشرف شدن به زیارت امام (ع) دانسته اند. ص 283
فصل دوم: زیارت , حضور در بارگاه انسان کامل. ص 489
فصل سوم : زیارت , جلوه ای از محبت. ص 499
فصل چهارم : ادب حضور. ص 503
فصل پنجم : ضیافت پیامبر (ص)
ضیافت پیامبر (ص) شب زنده داری است. ص 510
محصول مهمانی رسول اکرم(ص) , صلوات خدا و ملائکه او بر زائران وارسته است. ص 511
فصل ششم : بیوت رفیع حق
مقام رسالت , ولایت و امامت , بیت رفیع حق است. ص 516
شایسته است زائران با کفش وارد حرم مطهر ائمه بقیع (ع) نشوند. ص 516
والحمد لله رب العالمین. ص 521
پایان در تاریخ جمعه 5/12/89 ساعت 5/11 شب
عزیز