ستاره شرقی

مذهبي - اجتماعي - عمومي

فهرست

 

فصل اول: جامعة صنعتي چيست؟.................................................................................... .........1

فصل دوم: مقايسة جوامع از لحاظ صنعتي ................................................................................ 5

فصل سوم: قرون وسطي و ويژگي‌هاي آن .............................................................................. 10

فصل چهارم: عصر انقلابات کبير .............................................................................................11

فصل پنجم: کندي رشد، موانع رشد سرمايه‌داري و صنعت در ايران ....................................... 14

فصل ششم: مديريت صنعتي و رفتار سازماني ........................................................................ 17

فصل هفتم: کار و شغل و قشربندي در جامعة صنعتي ............................................................ 21

فصل هشتم: اعتصاب در کشورهاي صنعتي ........................................................................... 26

فصل نهم: نهادهاي اجتماعي و فرهنگي جامعة صنعتي ........................................................... 30

فصل دهم: ويژگي‌هاي رواني جامعةصنعتي .......................................................................... 35

فصل يازدهم: نهادهاي سياسي جامعة صنعتي ........................................................................ 39

فصل دوازدهم: صنعت و امپرياليسم: ويژگي‌هاي جديد استمار اقتصادي و فرهنگي ............... 43

 

بسمه تعالي

فصل اول : جامعه صنعتي چيست ؟

تعريف جامعه شناسي صنعتي : 

" رشته‌اي است كه جامعه صنعتي را بررسي مي كند"اما اگربخواهيم تعريف کامل‌تري ارائه دهيم تا مشخس شود که چه چيز جامعه صنعتي بررسي مي‌شود، بايد گفت: " رشته اي است كه به تحليل نهادها و سازمان‌هاي صنعتي، روابط بين آن‌ها و پيوندهاي ميان پديده‌هاي صنعتي و نهادهاي جامعه بزرگتر مي‌پردازد.

صنعتي شدن

اصطلاح صنعتي شدن به پيشرفت اقتصادي ادامه داري اشاره دارد كه به دنبال كاربرد منابع نيروي غير جاندار براي ماشيني كردن توليد ايجاد شده است. صنعتي شدن در ابتداء به صورت توليد کارخانه اي بود، اما بعدا به کشاورزي و خدمات نيز گسترش يافت.

روابط صنعتي

روابط صنعتي در برگيرنده روابط ميان كارگران ، گروههاي كاري ، شركتها و سازمانهاي استخدامي است .

ستيز صنعتي

مراد از ستيز صنعتي رابطه صاحبان صنايع و كارگران است که  هم شامل شكلهاي ستيز و هم  منابع آن مي شود .

نظريه هاي مربوط به ستيز صنعتي

نظريه هاي تخصص و همكاري : پيشاهنگ اين نظريه مكتب روابط انساني ( تحقيق هاثورن ) است. براساس اين ديدگاه كاركنان شركت‌ها يا نهادهاي صنعتي و تجاري را اجتماع همگني مي‌دانند كه منابع مشتركي دارند وكل فرايند توليد را فرايندي مبني برالگوي يگانگي مي‌دانند.

طرفداران اين ديدگاه "نيروي كار" را كالايي مي دانند كه بخشي از پيشرفت طبيعي تخصص است. تخصص درميان خانواده‌، نخست از آنجا آغاز مي‌شود که در توليد برخي از کالاهايي که براي مبادله توليد مي‌کنند متخصص مي‌شوند. اما برخي از اعضاي خانواده ترجيح مي‌دهند در مقابل کار مزد دريافت کنند بنابراين بعضي از خانواده‌ها هيچ کالايي توليد نمي‌کنند، بلکه بجاي آن نيروي کار توليد مي‌کنند. رفته رفته خانواده كاركرد توليدي خود را از دست مي دهد و آن را به بنگاه توليدي واگذار مي‌كند. رابطه ميان مزد بگير و كارفرمارابطه‌اي است كه داخل گروهي اجتماعي به وجود آمده است . نام ديگر اين گروه اجتماعي "شركت" است .

"بنگاه توليدي" شركتِ افرادي است كه در واحد توليدي مشتركي اشتغال دارند و منافع آنها مشترك است و روابط آنها را همكاري تعيين مي كند ، نه ستيز . بنگاه توليدي رهاورد تقسيم كار اقتصادي است .

"شركت" مجموعه اي است از افرادي كه هر يك از آنها « كار تخصصي كيفيتا متفاوت » خود را انجام مي‌دهند.

نظريه بهر كشي و ستيز بورژوازي

از اين ديدگاه خاستگاه بهره كشي شيوه انباشت سرمايه است. پيدايش خريد و فروش نيروي کار با پيدايش سرمايه‌داري همراه بوده است. فروشندگان، خريداران و رابطة ميان آنان را فراين يگانه‌ا‌ي تعيين مي‌کند: تمرکز مالکيت ِ«ابزار توليد» در دست تعدادي اندک و «مالکيتِ زدايي» يا «کوتاه کردن دست » ديگران از ابزار توليد.

بهره كشي: به تفاوت كار و دستمزد بهره‌كشي مي‌گويند و وجود بهر‌كشي بدين معناست كه ستيز در ذات نظام سرمايه‌داري نهفته است.

انواع تبيين ها در نظريه بهره کشي

اول : تبيينهاي كه مبناي آن‌ها طبقه بندي بازار نيروي كار بر اساس سرمايه‌داري بودن يا نبودن و درجه آن است .

دوم : تبيين‌هايي كه بر اساس اقدامات سرمايه‌داران براي بالا بردن درجه بهره كشي ، صورت مي‌گيرد. اينگونه نظريه‌ها به راهبردهايي اشاره دارد که کارفرمايان براي به کار گماردن «بهره‌ده‌ترين» کارگران طراحي مي‌کنند.

سوم : تبيين‌هاي كه بر شالوده ستيز نابرابر ميان سرمايه و نيروي كار صورت مي گيرد. که اگر چه هميشه کارفرمايان بر مسند حکومت‌اند اما براي حفظ سلطة خود بر محيط کار بايد بجنگند، تدابيري مانند «تفرقه بينداز و حکومت کن» بينديشند.  

تقسيم كار  

معني اول :به معني تقسيم كار فني كه فرايند توليد را توصيف مي كند. اين معني را اولين بار آدام اسميت به كار برده.

معني دوم : به معناي تقسيم كار اجتماعي كه به تمايز هاي درون كل جامعه اشاره دارد که  از عقايد كنت و دوركيم نشات مي گيرد .

معني سوم : به معناي تقسيم كار جنسي كه به تمايزات اجتماعي ميان زن و مرد باز مي گردد .

ارزش اضافي

   بنابه تحليل ماركسيست‌ها ، هر كارگر در روز محصولي توليد مي كند كه ارزش آن بيش از هزينه امرار معاش روزانه همان كارگر است به تفاوت ميان اين دو ارزش اضافي مي‌گويند.

از خود بيگانگي

اين اصطلاح به غريبه شدن اشخاص به خودشان و ديگران اشاره دارد.

ماركس چهار تبيين از بيگانگي عرضه كرده:

 (1) كارگر از محصول كارش بيگانه است. آنچه توليد مي‌کند مال ديگران مي‌شود و اختياري در سرنوشت آن ندارد.

 (2) كارگر با عمل توليد بيگانه است. کار هيچگونه ارضاي دروني براي کارگر ندارد هدفش فقط توليد است در حالي که حاصل آن به کس ديگر مي‌رسد.

 (3) كارگر با سرشت انساني خود يا نوع بشر بيگانه است. با از بين رفتن خلاقيت وجه تماز کار انساني و کار حيواني از بين مي‌رود.

 (4) كارگر با كارگران ديگر بيگانه است. زيرا سرمايه داري روابط را به روابط بازاري تبديل مي‌کند و قضاوت دبارة افراد، به جاي آنکه قضاوت دبارة ويژگي‌هاي انساني آن‌ها باشد، قضاوت دبارة جايگاه و مقام آن‌ها در بازار است. توجه و احترام به يکديگر، توجه و احترام به همنوع نيست، بلکه بستگي دارد به اينکه فرد کارگر است يا سرمايه‌دار.  

نظريه هاي مشروعيت و بازار 

در نظريه "وبر" شرط اصلي پيدايش مبادلة كالايي پذيرش معيار عقلايي، مشروع و همگاني است كه بنيان‌هاي مشروعيت كنش اجتماعي را تشكيل مي‌دهد.  اما مهمترين بخش اين نظر بازار است بازار دستگاه‌هاي مشروعي هستند كه در آنها منابع توزيع و كالاها خريد و فروش مي شوند.

مبادلة نيروي کار وايجاد بازار کار بخشي از قانون کلي سرمايه‌داري است که در درجة نخست بر مبناي پذيرش مشروعيت بازار شکل مي‌گيرد. اما نيروي کار کالاي معمولي نيست و لازمة آن اين است که افراد مشروعيتِ مفهوم خريد و فروش اين کالا را نيز بپذيرند. يعني دو طرف خريدار و فروشندة نيروي کار باشد و افراد تمايل به خريد وفروش نيروي کار داشته باشند.

صنعتگرايي چند بعدي (مکتب آکسفورد)

به نظر اصحاب اين مكتب اتحاديه‌هاي كارگري اساسا بنگاه‌هايي اقتصادي و بخش لازم جامعه چند بعدي‌اند . اتحاديه‌هاي كارگري در جامعة چند بعدي توازني در مديريت قدرت ايجاد مي‌کنند، زيرا اين قدرت را به کارگران عضو اتحاديه‌ها مي‌دهند که بر سر شرايط کار و دستمزد و مانند اين‌ها با مديران و کارفرمايان چانه بزنند.پس اتحاديه‌هاي کارگري کارکرد سياسي نيز دارند و هدف آن‌ها توزيع قدرت سازماني و تنظيم و مهارکردن قدرت بلامنازع مديران است.

فصل دوم: مقايسه جوامع از لحاظ ميزان صنعتي بودن

جامعه پيش صنعتي

 گرهارد لنسکي و جين لنسکي جامعه‌هاي پيش صنعتي رابر اساس نظام اقتصادي آنها طبقه بندي كرده اند:

الف ) شكاروگردآوري. ويژگی اين جوامع عبارتنند ار: 1- وابستگي افراد به يکديگر 2- خويشاوندي منبع اقتدار و نفوذ اجتماعي است 3- بخاطر منابع کمياب يا ناياب از لحاظ دسترسي به منابع نابرابري ميان گروه نسبتا کم است 4- در تامين خوراک و پوشاک به طبيعت اکتفاء مي‌کردند 5- سطح تکنولوژي بسيار ناچيز بود و مردم در جستجوي غذا در حال حرکتند6- تقسيم کار براساس تخصصي بسيار ناچيز بود 7- تفکيک اجتمتعي براساس سن، جنس و پيشينة خانوادگي است.

ب ) جامعه پاليزكار. ويژگي آن عبرتنند از: 1- نوعي کشاورزي سبک شامل برخي دانه‌ها و محصولات کشاورزي وجود دارد 2- تاکيد آنان برتوليد ابزار و لوازم خانگي است البته سطح تکنولوژي اين جوامع هم پايين است.

ج ) جامعه كشاورزي    1- افزايش بازدة محصولات کشاورزي 2- چون چند نسل پشت سرهم مي‌توانندزمين واحدي را کشت کنند، سکونتگاه‌هاي دايمي گسترده‌اي بوجود آمد 3- تکنولوژي متکي بر نيروي جسماني انسان و حيوان  بود 4- شکل‌گيري نهاد‌هاي سياسي 5-  دايمي شدن بازده‌ها به جامعه کشاورزي اين امکان را مي‌دهد که دست‌سازهاي چشمگيرتري بيافرينند.

تعريف جامعه صنعتي :

جامعه اي است كه اساساً بر مكانيزاسيون توليد كالاهاي اقتصادي و خدمات متكي است

آبر کرومبي : ويژگي هاي جامعه هاي صنعتي

(1)        پيدايي دولتهاي يكپارچه بر اساس زبان و فرهنگي مشترك

(2)        توليد براي داد و ستد

(3)        توليد ماشيني

(4)        كاهش جمعيت بخش كشاورزي

(5)        شهر نشيني

(6)        بالا رفتن سواد همگاني

(7)        صاحب حق راي شدن جمعيت

(8)        كاربرد علوم در همه حوزه هاي زندگي

اسكافرولام ( 1992 ) يك ويژگي ديگر رابراين هشت ويژگي افزود” جامعه صنعتي دو نوع نظام اقتصادي اساسي دارند : سرمايه داري و سوسياليسم“

دو نوع نظام اقتصادي جامعه صنعتي

(1)        سرمايه داري

(2)        سوسياليسم

سرمايه داري :

سرمايه داري نظامي اقتصادي است كه در آن وسايل توليد بيشتر در دست بخش خصوصي است و انگيزه فعاليت انباشت سرمايه است

تفاوت سرمايه داري کنوني و عصر اقتصاد آزاد(آغاز انقلاب صنعتي) :

1- تنظيم روابط اقتصادي در سرمايه داري کنوني به عهده دولت است.

2- در سرمايه داري کنوني  انحصار طلبي مجاز است. البته در بعضي از کشوره‌ها براي مقابلة با اين انحصار از قانون"ضدتراست" استفاده مي‌کنند.

ضد تراست: اين قانون مانع از آن مي‌شود که يکي از مؤسسات چنان رقابت در صنعتي خاص را به فرمان آورد که بتواند بازار را اداره کند.

تعريف انحصار و انحصار ناقص

انحصار : اداره  بازار توسط يک شرکت

انحصار ناقص:  به بازاري مي گويند كه تعداد فروشندگان آن نسبتا اندك است .

مشکلات نظام سرمايه داري از ديدگاه برونر:

مشکلات کوتاه مدت:

(1)  گرايش به ايجاد هرج و مرج همگاني : تورم و رکود

(2)  گرايش به ايجاد هرج و مرج همگاني: شهرها , راه آهن و بانکها

(3) محدود شدن منابع طبيعي

مشکلات ميان مدت:

(1)        پيدايي برگزيدگان جديدي که مدعي مقام فرماندهي اقتصاد هستند.

(2)         مبارزه بر سر کسب قدرت در حوزه سياسي سرمايه داري

(3)         ضرورت نظارت بر فن آوريهايي که ممکن است آثار اجتماعي مخرب داشته باشند.

مشکلات بلند مدت:

(1)         رشد تصاعدي و گلوله برفي احتياج به شتاب منابع دارد.

(2)         آلودگي طبيعت و گرم شدن زمين

(3)        بروز جنگ گريز ناپذير بين کشورهاي غني وفقير

ديکتاتوري كارتلها

از آنجايي که نظام سرمايه‌داري خاستگاه کارتل‌هاست، بدون شناخت آن‌ها، شناخت سرمايه‌داري ناقص خواهد بود.

كارتلها: اتحاديه شركت‌هاي تجاري و صنعتي است براي نظارت بر بازده ، بازار ، قيمت كالا و مانند اينها.

کارتل‌ها, جهان را بر اساس قرار داد‌هاي ميان خود به سه بخش تقسيم کردند :

سرزمين هاي انحصاري( حوزه هاي نفوذ )

سرزمين هاي غير انحصاري ( حوزه هاي نفوذ مشترک)

سرزمين هاي خارج از حيطه عمل قرار داد ( حوزه عمومي )

خود جهان را به دو بخش صنعتي و در حال توسعه تقسيم کردند.

انواع شركتهاي سرمايه داري از ديدگاه گيدنز

گيدنز معتقد است در توسعه شركتهاي بزرگ صنعتي امروز سه مرحله كلي وجود داشته است

 سرمايه داري خانوادگي : در اين مرحله شرکت‌هاي بزرگ را يک خانواده و اعضاي آن اداره مي‌کردند و مديريت به ارث منتقل مي‌شد.

 سرمايه داري مديريتي :  مديران در نتيجة گسترش شرکت‌هاي بزرگ نفوذ بيشتري پيدا کردند، و جاي اعضاء خانواده را گرفتند. يعني شرکت موجوديت اقتصادي مشخص‌تري پيدا کرد که منافع آن بر منافع خانوادة مؤسس آن مقدم بود.

 سرمايه داري نهادي : يعني ظهور شبکة به هم پيوستة رهبران بخش خصوصي که نه تنها با تصميم‌گيري در درون شرکت‌هاي واحد، بلکه با توسعة قدرت شرکت‌ها در خارج نيز سروکار دارد. سرمايه‌داري نهادي مبتني بر گسترش سهامي است. سهامداران اغلب رهبري را از دست مديران خارج مي‌کنند و خود آن را به دست مي‌گيرند.

سوسياليسم

 ريشه نظريه هاي سوسياليستي را بايد در آثار ماركس و انگلس جستجو كرد.

وسايل توليد و توزيع در مالكيت همگاني است وهدف برآوردن نيازهاي مردم است.

مالکيت دولتي صنايع مهم وجه مهم نوع آرماني سوسياليسم است.

اقتصاد جوامع صنعتي آميزه اي از دو نظام سوسياليستي و سرمايه داري سوسياليسم و دستاورد قرن بيستم است .

جامعه فرا صنعتي : كشورهاي پيشرفته فني را  فرا صنعتي مي نامند

تعريف جامعه فرا مدرن از نظر دانيل بل: جامعه‌اي كه اساس آن بيشتر توليد اطلاعات است. او که ديدگاه کارکردگرايانه دارد استحالة جامعه‌ها را از صنعتي به فراصنعتي پيشرفتي مثبت ارزيابي مي‌کند.  

ارزيابي انتقادي جامعه فرا صنعتي از ديد گيدنز:

1-  كاهش ميزان اشتغال در بخشهاي غير خدماتي از همان ابتداي صنعتي شدن آغاز شده است  .

2-  بخش خدمات بسيار ناهمگون است .«مشاغل خدماتي» رانمي‌توان به سادگي با شغل‌هاي «يقه‌سفيد» يکسان تلقي کرد.

3-  بسياري از شغلهاي « خدماتي » به فرايندي كمك مي كنند كه به توليد كالاهاي مادي مي‌انجامد. پس مي‌توان آن‌ها را جزو توليد صنعتي به شمار آورد.

4-   بل مدعي است كه آمريكا بيش از هر كشور ديگري در جهت تبديل شدن به جامعه‌اي فرا صنعتي بيش رفته است.يعني اين کشور پيشگام جامعة فراصنعتي است. ولي معلوم نيست که اقتصاد کشورهاي ديگر هم به همين اندازه متکي بر خدمات شود و شايد اين ويژگي خاص جامعة آمريکا بوده‌است.  

5-   اينكه آثار درازمدت استفاده گسترده از نظامهاي ارتباطات الكترونيكي و ريز پردازي چه خواهد بود چندان روشن نيست . آيا جانشين توليد صنعتي مي‌شوند يا نه ؟

6-   نظريه جامعه فرا صنعتي در ايجاد دگرگوني اجتماعي به مبالغه مي‌گرايد . آن‌ها نتيجة تحولات اقتصادي را دگرگوني نهادها مي‌دانند. نظريه‌پردازان فراصنعتي موضعي شبه مارکسيستي دارند.

 

فصل سوم : قرون وسطي و ويژگي هاي آن

ويژگي قرون وسطي

1-  تقريبا همه ملل عالم در آن بيش از پيش به هم گره مي‌خورد . يونان باستان تنها کشوری اروپايی نبود بلکه اجتماعات يونانيان در آسياي صغير اين کشور را به کشوري آسيايي- اروپايي  مبدل کرده بود. با لشکرکشي اسکندر به شرغ تاريخ غرب، تاريخ شرق نيز محسوب مي‌شد. پادشاهي کوشانا، اگر چه در آسيا بود، اما سرزمين قبلي باختريان بود که فرهنگ يوناني داشتند.در قرن پنجم ميلادي دسته‌اي از «هون‌ها»  که خاستگاه اصلي آن‌ها آسياي شرقي بود به روپا حمله کردند و مرکز دولت خود را درقلب اروپا يعني "پانونيا" منتقل کنند. هجوم هون‌ها بزرگترين عاملي بود که قرون‌وسطي را در شرق وغرب به يکديگر نزديک کرد. 

2-  گسترش جهاني مذهب. اگرچه ظهور برخي مذاهب مانند بودا و مسيحيت در عهد باستان بوده‌است، اما رواج آن‌ها همچون اديان بزرگ جهاني به قرون وسطي مربوط مي‌شود.

3-نظام زمينداري بزرگ نظام مسلط جهاني است.ويژگي هاي نظام زمينداري بزرگ :

1-  اقتصاد پاياپاي و مبتني بر مبادله جنسي

2-  توليد  در مقياس كوچك و غير انبوه

3-  وابستگي طبقات فرودست به زمين.

4-  روشهاي توليد در سطح پايين و ابتدايي است .

تاريخ قرون وسطي در اروپا به سه مرحله مهم تقسيم مي شود :

قرن 5 تا 11 تشكيل زمينداري بزرگ

قرن 11 تا 15 از اردوكشي صليبي تا كشفيات بزرگ جغرافيايي را شامل مي شود.

قرن 16 تا نيمه اول هفدهم  انباشت اوليه سرمايه آغاز مي گردد  .

مقايسه شرق و غرب از لحاظ درجه پيشرفت در علم و صنعت در قرون وسطي

در قرون وسطي شرق نقش پيشروو غرب دچار بربريت كامل بود . نخستين تمدن‌ها و دولت‌هاي نيرومند و متمركز برده‌داري و دولت‌هاي بزرگ زمينداري در شرق به وجود آمده است .

نقش قرون وسطي در تشکيل تمدن اروپايي 

اروپا با استفاده از فنون آسيايي بر آسيا پيشي گرفت.آسيا توده اي از ابداعات فني را به اروپا منتقل كرد .اما برخلاف آسيا، اروپا ابدعات را به ثمر رساند و از آنها بهره برداري كرد وبه کمک اين اکتشاف بزرگ اروپا نيروي شكست ناپذيري به وجود آورد ، از آسيا پيشي گرفت و بنيانگذار تمدن نو شد.

فصل چهارم : عصر انقلابات كبير ( اقتصادي شدن نظامهاي اروپا )

انقلاب صنعتي: انقلاب صنعتي در سال 1830- 1760 در انگلستان و تا حدودي در هلند رخ داد. به گفته اسكافرولام ( 1992 ) محور اصلي آن استفاده از نيروي غير جاندار براي انجام كارهاي توليدي بود.

انقلاب صنعتي در انگلستان مديون چهار عامل بود:

 1- منابع . نزديکي کارخانه‌هاي انگلستان به منابع ذغال‌سنگ وآهن علت اصلي شروع انقلاب صنعتي در انگلستان بود

 2- حمل و نقل.در قرن هفدهم انگلستان در تجارت جهاني بي‌رقيب بود و داد و ستد دريايي آن بيش از پيش رونق گرفت، به طوري که احتياج به توليد محصولات ساخته شده در مقادير کلان روز به روز بيشتر احساس مي‌شد.

3- كاركنان. استفاده از نيروي کار تقريبا رايگان در صنايع قديمي که نياز به تخصص نداشت. 

 4- بازارها . دسترسي دولت استعماري بريتانيا به بازارهاي جهاني همواره رونق صنايع آن کشور را تضمين مي‌کرد.

 

انقلاب صنعتي

مهمترين تغييري كه انقلاب صنعتي باعث آن شد دگرگوني در روش‌ها بود نه دگرگوني در دستگاه‌‌ها و ماشين‌ها . تغييري که در فنون صنعتي ايجاد کرد تغييري فرعي و ضمني بود.در جريان انقلاب صنعتي صنايع از خانه به كارخانه منتقل شد .

سازماندهي جديد توليد

مهمترين تحولي که در انقلاب صنعتي رخ داد سازماندهي جديد توليد، يعني نظام کارخانه‌اي بود. اختراعات فني در سوق دادن نظام توليد به سوي اين شيوة جديد نقش بسيار مهمي داشت و سپس خود اين اختراعات نيز تحت تأثير شيوة جديد توليد تسريع شد.

شکل‌گيري نظام سرمايه‌داري

صنعت رو به شكوفايي سرمايه داري ، كه رفته رفته از تجمع سرمايه هاي كوچك نيز بهره مند شد, براي صادرات رونق بيشتري پيدا کرد. پرورش گوسفند کار سودآوري شدو زمين‌دارن بزرگ به طمع افتادند که دهقانان را از زمين‌ها بيرون کنند و زمين‌هاي يکپارچه و بزرگي را براي پرورش گوسفند در اختيار بگيرند. دهقانان که دارايي خود را از دست داده بودند به ناچار به مزدوري سرمايه‌داران درآمدند. دهقانان ناراضي دست به شورش زدند اين شورش‌ها باعث شد که بازرگانان ثروتمند، صرافان و زميندارن بزرگ به همراه دهقانان مرفه، بازرگانان خرده‌پا و پيشه‌وران جزء مجلسي قدرتمند تشکيل دهند که از نيروي پادشاه انگلستان بسيار بيشتر بود. رشد نظام سرمايه‌داري در انگلستان به وضع قوانين عقلايي براي تجارت داخلي و خارجي نياز داشت که با محدود شدن اختيارات حکومت خودکامة سلطنتي و کليساي کاتوليک امکانپذير شد.

انقلاب كشاورزي 

1-  ويژگي آن به كارگيري روشهاي جديد در زمينه كشاورزي بود .

2-  "وسكونت تاونزند" روش كشت نوبتي را معمول كرد که بر مکبناي آن محصولات ريشه‌اي و علفي و غلات به نوبت در يک زمين کشت مي‌شد.

3-  رابرت بيكول روشهاي علمي را در دامداري معمول كرد.

 

جمعيت و انقلاب صنعتي

ميزان مرگ و مير كاهش يافت و اين در افزايش جمعيت تاثير فراوان داشت .

افزايش زندگي شهر نشيني انقلاب صنعتي موجب انقلاب در وضعيت زندگي همه بخشهاي جامعه نيز بود

تاثيرات انقلاب صنعتي :

1- حكومت پارلماني را مستقر كرد

2- كار ماشيني را جانشين كار دستي كرد .

3- اقتصاد بسياري از جوامع راب ه اقتصاد صنعتي تبديل كرد .

4- خودبسندگي فرد و خانواده را از لحاظ توليد محصول از ميان برد .

5- كار در كارخانه‌ها را جانشين توليد خانگي كرد .

6- تقسيم كار پيچيده تر كرد .

7- كاركردها و شكل خانواده را دگرگون كرد و خانواده موقعيت يگانة خود را در مقام منبع قدرت                           واقتدار از دست داد.                         

8- روند شهر نشيني را افزايش داد .

9- مفهوم مليت گرايي را تشديد كرد .

10- نياز به تخصص را افزايش داد

11- نياز به افزايش دانش تخصصي جدا از خانواده

12- در جمعيت و حركات جمعيت تاثير گذاشت . مرگ و مير و مهاجرت.

13- باعث پيدايي نهادها و سازمانهاي صنعتي شد .

 

سير انقلاب صنعتي از لحاظ تاريخي :

1-  در قرن 17 افزايش قدرت نيروي دريايي انگلستان موجب پيشرفت تجارت دريايي و افزايش ثروت اين كشور شد

2-   سرمايه داري صنعتي انگلستان دارايي خود را در راه ايجاد موسسات صنعتي به كار برد .

3-   صاحبان صنايع در انگلستان درصد توليد انبوه و ارزان قيمت بودند .

4-   دانشمندان انگليسي در قرون 17 متوجه مسائل علمي بودند . و مطالعه در امور فني را کسرشأن نمي‌دانستند.

5-  اختراع « ماكوي پرنده » انقلابي در صنعت نساجي به وجود آورد .

6-   اختراع دستگاههاي نخريسي ، اختراعات ديگر را در زمينه صنعت نساجي تكميل كرد .

7-   در سال 1786 ساخت نخستين ماشين بخار از عوامل اصلي انقلاب صنعتي بود .

8-   پيشرفت در صنعت استخراج ذغال سنگ بر تكامل اختراعات صنعتي افزود .

9-   بهره گيري از دانش شيمي, انقلاب کشاورزي را تسريع کرد.

10-                     پيشرفت در همه علوم و صنايع تأثير متقابل داشتند.

 

فصل پنجم : كندي رشد: موانع اجتماعي رشد سرمايه داري و صنعت در ايران

موانع تبديل شدن ايران به جامعه سرمايه داري

1- داخلي

2- خارجي

موانع داخلي رشد سرمايه داري در ايران

پديده‌هاي مربوط به ويژگي‌هاي نظامي سياسي و اقتصادي در جامعه شهري و روابط خاص آن با جامعه روستايي كه سابقه ديرينه دارد .

تداخل و مغايرت شيوه توليد عشايري با شيوه هاي ديگر توليد و سلطه ايلات و عشاير بر اجتماعات شهري و روستايي.

شيوه توليد شهري :

شيوه توليد شهري و روستاي در ايران به گونه‌اي بود که باعث شد تقسيم كار اجتماعي گسترش نيابد و در نتيجه توليد شهري از توليد روستايي متمايز نشود. هرگز كشمكش بين شهر و روستاي ايران پديد نيامد تا صنعتگران بتوانند شيوه توليد صنعتي را گسترش دهند .

شيوه توليد عشايري‌ و پيامدهاي آن

سلطه تورانيان به ايران از قرن 5 تا قرن دهم هجري موانع اساسي تازه‌اي در راه توسعه سرمايه‌داري نو پديد آورد . سلطه سياسي و نظامي جامعه ايلي بر اجتماعات شهري و روستايي موجب سكون اقتصادي شد زیرا  وجود عشاير نيرومند مانع از آن بود که  قدرت مركزي سلطه مداوم داشته باشد و جريان انباشت سرمايه دچار وقفه شد .

موانع رشد سرمايه داري در دوران قاجاريه :

حکومت قاجار هم خودکامگي و معايب نظامهاي نيرومند مرکزي را داشت وهم نارساييهاي نظامهاي ملوک الطوائفي را در خود جمع کرده بود.1- مصادره اموال تجار بزرگ 2- مصادرة بخش بزرگی از اموال درگذشتگان 3- عدم پرداخت قرضه‌هاي تجار از سوي حکام و کارگزاران بلندپاية ديواني 4- مقامات حکومتي بهاي کالاهايي راکه از کسبه و تجار مي‌خريدند نمي‌پرداختند 5- دولت‌هاي مرکزي نه تنها تلاشي براي امنيت همگاني وامنيت راه‌ها نمي‌کردن بلکه شاهزادگان قشون دولتي خود کاروان‌ها و بازارها را غارت مي‌کردند.6- قانون ارث

موانع خارجي :

اقتصاد سنتي ايران در نيمه دوم قرن نوزدهم با اعمال نفوذ قدرتهاي استعمارگر به بازار هاي بين المللي وابستگي پيدا كرد .اين وابستگي دگرگوني‌هاي را در اقتصاد ايران پديد آورد

1-  رونق توليد مواد خام .

مهمترين دگرگوني در اقتصاد سنتي توليد مواد خامي بود كه بازار جهاني به آن نياز داشت .

2- رونق كالاهاي فرهنگي و زوال صنايع نساجي

رونق كالاهاي فرهنگي و اعتياد مردم كشور به مصرف اين كالاها موجب زوال صنايع شد

3- سياستهاي اقتصادي حكومت در برابر خارجيها.

سياستهاي نادرست اقتصادي حكومت به موانع رشد سرمايه‌داري افزود از جمله سياست‌هاي پولي و گمركي.سياست‌هاي پولي دولت و تقلب‌هايي که در ضرب مسکوکات انجام مي‌‌گرفت و  نيز توازن منفي پرداخت‌هاي خارجي و خروج ارز طلا ونقره براي پرداخت‌هاي خارجي وهمچنين اجازة صدور اسکناس به بانک بيگانه و نيز کوشش غربي‌ها براي پايين نگهداشتن ارزش برخي از مواد خام مانند پنبه. نظام اجازة گمرکات وعملمرد آن نيز هم براي تويعة تجارت و هم براي رشد صنايع ملي موانعي اساسي پديد آورد. براساس قرداد ترکمن‌چاي حق گمرکي براي ورود کالا پنج درصد ارزش آن کالا دريافت مي‌شد در حالي که براي صادرات کالا سه درصد مي‌شد تازه از شهرهايي هم که کالا از آن عبور مي‌کرد نيز حق گمرکي و راهداري دريافت مي‌شد.

4- وابستگي تجار به خارج

افزايش رفت و آمد تجار خارجي و برقراري فزاينده روابط تجاري ميان تجار ايراني و بازرگانان خارجي به وابستگي تجار ايراني به غربي‌ها مي‌انجاميد .برخي اين دسته از تاجران وابسته به خارجي‌ها را دلال و مزدور فرنگي‌ها مي دانستند .

5 - تاسيس بانكهاي خارجي در ايران

يكي از مهمترين و شگفت آورترين اقدامات حكومت قاجاري ، در راه وابستگي اقتصاد ايران به ممالك خارجي ، اجازه تاسيس بانك شاهنشاهي به دولت انگليسي بود .بانكي كه حق انحصاري چاپ اسكناس و بهره‌برداري از معادن ايران را تا شصت سال در اختيار قرر گرفت و سال 1889 بود . روس‌ها هم امتياز بانک استقراضي ايران به مدت 75 سال بدست آوردند. از فعاليت‌هاي اساسي اين بانک اعطاي وام به مسئولين مملکتي جهت پيشبرد اهداف امپراطوري تزارها در ايران بود. همچنين واسطة دريافت و بازپرداخت وام‌هايي که دولت ايران از دولت روسيه دريافت مي‌کرد.

6-  سرمايه گذاري خارجي‌ها در صنايع كشور

  از کل کارگران کارگاه‌هاي دوران قاجار فقط 31 درصد متعلق به ايرانيان بود و اگر تعدادگارگران نفت جنوب و شيلات و صنايع چوب و حمل‌ونقل رانظر بگيريم اين مقدار از يک‌دهم هم کمتر مي‌شود.

فصل ششم: مديريت صنعتي و رفتار سازماني

ديدگاه‌هاي ساختاري

اين ديدگاه بيشتر به ساختمند کردن و طراحي کار در سازمان ابراز توجه مي کند

انقلاب مديريت : مديريت علمي تيلور 

مديريت تا پيش از قرن 20 رشته مستقلي نشده بود . تايلور بيشترين سهم در آبياري نهال مديريت دارد و به پدر مديريت علمي معروف است .اهميت تايلور در انقلابي كردن تفکر مديريت است.

تعريف مديريت علمي : عنواني است براي اصول و عملياتي كه دستاورد كارهاي تايلور و هوادارانش بود و تاكيدي است كه بر بالا بردن كارايي و نظامند كردن مديريت نهاده شده است .

نظريه مديريت همگاني : مكتب كلاسيك

هنري فايول و چستربارنارد در مخالفت با طرفداران مديريت علمي نظريه گسترده تر مديريت همگاني را تدوين كردند كه امروز به عنوان ديدگاه كلاسيك نظريه سازماني معروف است .

 فايول وظايف مديريت را برنامه ريزي ، سازماندهي ، تسلط بر كاركنان ، هماهنگي فعاليتها و نظارت بر عملكردها دانسته است .

چهار ويژگي سازمان از ديدگاه نظريه كلاسيك

1ـ سازمان بايد  تخصصي باشد.

2ـ وجود وحدت فرماندهي ايجاب ميکند هر عضو زير نظر يک سرپرست باشد .

3ـ سلسله مراتب فرماندهي.

4ـ مديران بايد فعاليت‌ها را هماهنگ كنند .

 

ديوانسالاري

ماكس وبر موضوع سازمان اجرايي را با ديدي متفاوت بررسي كرده است و سازماني كه تأكيد آن بر رتبه ، نظام ، عقلانيت ، همنوايي و ثبات است يعني ديوانسالاري را توصيف كرده است:

1-   در اين نظام مسئوليتها بر اساس مهارت و توانايي واگذار مي شود .

2-  تأكيد بر سلسله مراتب فرادست و فرودست و وحدت فرمانبري است.

3-  مديران بايد از اسناد كتبي  براي اداره کارکنان استفاده کنند.

4-  مديران بايد  مقرراتي ثابت ، كامل و آموختني را رعايت کنند .

نظريه تصميم گيري

در 1950 "هربرت سيمن" و "جيمز مارچ" چارچوب نظريه تصميم‌گيري را براي درك رفتار سازماني مطرح كردند . آنها الگوي ديوانسالاري را مبناي كار خود قرار دادند .  از نظر سيمون عقلايي بود انسان حد و مرزي دارد يعني افراد با بررسي مجموعة محدودي از گزينه‌ها تصميم‌گيري مي‌کند.

ديدگاههاي انساني

اين ديدگاهها در نقد نظريات ساختاري و غفلت آنها از بعد انساني بوجود آمدند.همانند:

مكتب روابط انساني

پژوهش‌هايي كه با هدف بررسي جنبه انساني و اجتماعي نيروي كار در صنعت انجام گرفت ميان رشته‌اي بود: هم از دانش جامعه‌شناسي استفاده مي‌كرد و هم از انسان شناسي اجتماعي و روان‌شناسي اجتماعي و در مقابل بر دستاوردهاي علوم اجتماعي مي‌افزود .

برخي انتقادهايي كه بر مكتب روابط انساني كرده اند .

در اين مكتب به نظام كلي سازمان اجتماعي توجهي نشده و ستيز ناديده گرفته شده

به تاثير اتحاديه هاي صنفي و محيط اقتصادي كل جامعه در بازده توجهي نشده است

درباره نيازهاي اجتماعي كارگران اغراق شده است .

پويايي گروهي 

پويايي گروهي به معني پژوهش درباره تغييراتي است كه در رفتار افراد در گروههاي كوچك رخ مي دهد.اين تغييرات انطباقي است، يعني به منظور اينکه فرد خودش را با هنجارها و معيارهاي گروه کوچکي که عضو آن شده است سازگار کند، دگرگوني‌هايي در رفتارهاي او پديد مي‌آيد.امروزه اين اصطلاع به معناي مطالعه گروه هاي اجتماعي كوچك است .

 محققين اين حوزه عبارتند از: " کورت لوين" " کولي" "زيمل"

رهبري

 دهه 1950 آغاز توجه به حوزه رهبري بود . "بيلز" و "مك‌گره‌کور" نقشهاي رهبران را در سازمانها بررسي كردند. آنان فرضياتي را قبول داشتند که بر اساس آن مدير مي‌بايست شيوة رفتار خود را با زيردستانش تغيير دهد و با رسيدن به تفاهم با آن‌ها بازده کارگران و کارکنان را بالا ببرد. اين ديدگاه بر مشارکت -کارکنان در تصميم‌گيري تاکيد دارندو معتقدندکه شرکت در تصميم‌گيري عملکرد آن‌ها را به ميزان زيادي بهبود مي‌بخشد و بر رضايت آن‌ها مي‌افزايد.

 

ديدگاه‌هاي وحدت‌گرا

در چند دهة اخير تفکر سازماني به تأکيد بر وحدت ديدگاههاي ساختاري و انساني گرويده‌است. يعني تلاش متفکران بر اين بوده‌است که از دستاوردهاي همة ديدگاه‌ها بهره بگيرند.

 مكتب فن آوري اجتماعي

در دهه 1950 فن آوري و تاثير متقابل آن در گروههاي كاري مطالعه شد. اين مكتب بر اين فرض استوار بود که مديران نبايد فن‌آوري را، که نمود آن در ساختار سازماني است، نديده بگيرند و نه گروه‌هاي كاري را, كه بازتاب آن در روابط انساني است.  برجسته‌ترين اعضاي مكتب ." رايس"," امر ي" و "بامفورث" هستند .

نظريه نظامها

اين نظريه سخن از وحدت و همگني  عملكرد سازماني مي‌راند ، از بطن نظريه‌هاي اقتصادي ، جامعه شناختي، روانشناسي و علوم طبيعي زاده شده و موضوعات گوناگون انساني ، ساختاري، محيطي، فني و .... را در برمي‌گيرد. مفاهيم  درونداد(موادخام، نيروي جديدي که وارد دستگاه يا نظام مي‌شود) , برون داد(بازده), فرايند, بازخورد ,بازده و تعادل  از جمله مفاهيم اين نظريه هستند.

نظريه پيشامدي 

نظريه پيشامدي به توانايي مدير براي برخورد با وضعت‌ها و تنگناهايي که ممكن است در سازمان رخ دهد باز مي‌گردد. اين نظريه به هماهنگي ميان فرايند‌هاي سازماني و ويژگي‌هاي وضعيتي توجه داد. "برنزو استاكر" دو نوع نظام مديريت اساسا متفاوت را توصيف كردند .مكانيكي ( ماشين دار )و ارگانيكي ( موجود زنده ، اندام انسان و انعطاف پذير )

رهيافت وظايف مديران

ده وظيفه مديريت از نظر هنري مينتزبرگ:

1-  رياست.مدير در مقام، نماديا نمايندة سازمان، وظايف تشريفاتي گونگوني را انجام مي‌دهد.

2-  رهبري: مدير با زيردستان کنش متقابل دارد، به آن‌ها انگيزه مي‌دهد و آن‌ها رابه پيش مي‌راند.

3-  ارتباط: مدير شبکه‌اي از روابط ايجاد مي‌کند تا با آن براي سازمان اطلاعات گردآورد.

4-  بازبيني: مدير از بيرون و درون سازمان اطلاعات جمع مي‌کند. براي اين منظور مدير بازيردستان در جلسات شرکت مي‌کند، نشرياتي که مربوط به شرکت است منتشر مي‌کند و يا در کميته‌هايي که شرکت‌هاي ديگر حضور دارند شرکت کند.   

5-  ترويج: مدير اطلاعات واقعي و ارزشي را به زيردستانش منتقل مي‌کند.

6-  سخنگويي: مدير به اشخاص بيرون سازمان دربارة عملکرد و سياست‌هاي سازمان اطلاعات مي‌دهد.

7-  ابتكار: مدير دگرگوني‌هايي را در سازمان طراحي و اجرا مي‌کند. طراحي مجدد کار زيردستان، تغيير ساعات کار و يا آوردن صنعتي جديد به سازمان .

8-  چاره انديشي: مدير براي مشکلاتي که در نتيجة توقف عمليات سازمان ايجاد مي‌شود راه‌حل پيدا مي‌کند.

9-  تخصيص اعتبار: مدير به تخصيص افراد، پول، مواد و زماني که براي اجراي طرح‌هايش لازم است نظارت مي‌کند.

10-                     مذاكره: مديري که کارمند يا کارگر جديدي را استخدام مي‌کند ممکن است برسر وظايف او يا مزاياي جنبي يا بيمه‌هاي مختلف با او صحبت کند.

مراحل توسعه شرکتهاي بزرگ صنعتي از نظر گيدنز:

1-   سرمايه داري خانوادگي  (قرن 19 و اوايل قرن20 ).

2-   سرمايه‌داري مديريتي

3-   سرما يه داري نهادي

فصل هفتم:كار و شغل و قشر بندي درجامعه صنعتي

تعريف كار

كار وسيله اي است براي دسترسي به منابعي كه به آن به بتوان نيازهاي اساسي را برطرف كرد .

شغل چيست ؟ شغل يا اشتغال ترتيبي است قرار دادي به منظور كار كردن براي ديگري , کارفرما يا استخدام کننده و معمولاً ويژگيهاي زير را دارد:

1.  از لحاظ مکاني از خانه جداست

2.  زمان انجام دادن آن در اوقات مشخصي است .

3.  منبع در آمد است

4.  هويت و پايگاه اجتماعي شخص را در داخل جامعه مشخص مي كند .

كاركنان چه كساني هستند ؟

كاركنان يا نيروي كار همه كساني را كه بالاي پانزده سال دارند و استخدام شده اند يا ذخيره استخدام هستند در بر مي گيرد .

معيار قشر بندي در جامعه صنعتي

به نظررايت ، اداره منابع اقتصادي در توليد سرمايه‌داري امروز سه بعد دارد و به وسيله اين سه بعد مي‌توان طبقات را در جامعه تشخيص دهيم: 

مديريت سرمايه گذاري‌ها يا سرمايه پولي

مديريت وسايل مادي توليد( زمين ، كارخانه و ادارات)

مديريت نيروي كار

طبقات در جوامع سرمايه داري صنعتي

طبقه بالا  , طبقه متوسط , طبقه کارگر

1- طبقه بالا: طبقه اي است كه به دليل مديريت مستقيم سرمايه صنعتي و مالي ، بيشترين ثروت جامعه را در اختيار دارد .

2- طبقه متوسط و يقه سفيدان : اصطلاح طبقه متوسط شامل افرادي است كه مشاغل گوناگون دارند  و اكثر جمعيت كشورهاي صنعتي را تشكيل مي دهند .معادل فارسي آن « پشت ميز نشين ها » است.

بخشهاي طبقه متوسط

الف ) طبقه متوسط قديم (كشاورزان مالكان فروشندگان محلي و صاحبان سرمايه ي كوچك )

ب )  طبقه متوسط بالا ( داراي مشاغل مديريت و حرفه اي هستند )

ج )  طبقه متوسط پايين ( شامل افرادي مي شود كه در مقام كاركنان دفتري ، معلمان ، پرستاران و مانند اينها به كار اشتغال دارند )

3- طبقه كارگر :طبق تعريف آبرو كرومبي و ديگران :  طبقه كارگر كساني اند كه كار يدي مي كنند.

بخشهاي طبقه گارگري

در طبقه كارگر به دو بخش مي توان اشاره كرد .

1-  اشراف كارگري ( قشر بالاي طبقه كارگر ) که داراي مهارت‌ها و موقعيت راهبردي هستند.

2-  طبقه پايين کارگري که داراي مشاغل غير تخصصي هستند

كار زنان : تا بيش از سال 1914 كار زنان بيشتر به كار زنان مجرد كارگر محدود بود  . زنان يا در خانه خود مي‌ماندند يا كاري در خارج از خانه ( كلفتي ) اختيار مي‌كردند . متوسط دستمزد زنان در كشورهاي صنعتي پايين‌تر از مردان است .

جنسيت و طبقه و بازتاب آن در كار

"دكس" معتقد است که زنان مانند مردان زندگي حرفه‌اي دارند. اما مزدي که به زنان پرداخت مي‌شود بسيار كمتر از مردان است و اين بازتاب شغل‌هاي متفاوت زنان است .ساعات كار زنان متفاوت است  و همچنين آنان بيشتر در بخش خدمات به كار مشغولند . تقسيم حوزه‌هاي كار به كار زنانه و مردانه علت تفاوت مشاغل زنان است . شغل بيشتر زنان محدود به كارهايي است كه از مردان دستور مي‌گيرند يا كارهاي پيش پا افتاده انجام مي‌دهند .زنان بخشي از كارگران حاشيه‌اي هستند .

نابرابري در كار  

"دوروتي" و "دربرن"  تبعيض‌هاي موجود در كار را به صورت زير فهرست كرده است :

1-  طولاني بودن ساعت کار سرکارگرها

2-  جدايي مكاني كارگران يدي و غير يدي

3-  نظارت دقيقتر بر ساعات كار كارگران يدي

4-  مرخصي استعلاجي كمتر و تعطيلات كمتر براي كارگران يدي

5-  گرايش به پرداخت حقوق كارگران به طور هفتگي تا از اضافه حقوق ساليانه بي بهره بمانند

6-  گرايش به اينكه كارگران يدي از حقوق باز نشستگي شركتها استفاده نكنند

بيكاري

بيكاري به نوع شغل بستگي دارد.  بالاترين بيكاري مربوط است به كارگران ناماهر يدي.

تعريف بيكاري : هنگامي كه شخصي براي گذراندن زندگي نياز به شغلي يا درآمد مناسب دارد و از لحاظ روحي و جسمي و سني مي‌تواند در يک رشته توليدي و خدماتي کارايي داشته باشد,  اما ركود اقتصادي و توزيع نامناسب درآمدها و عوامل ديگر او را از بازار كار رانده است . آن شخص دچار بيكاري است .

توزيع بيکاري

طبق بررسي ها ( در انگلستان)  بيشترين بيكاري در ميان افراد يا مناطق زير ديده مي شود :

1-  جوانان زير 20 سال

2-  بيكاران مرد دراز مدت ( يعني تا 12 ماه بيكارند).

3-  سياه پوستان

4-  در مناطقي كه صنايع ( دودزاي ) قديميتر مستقر بوده اند 

پيامد هاي بيكاري :

1-  فقر گريز ناپذير است و وابستگي به رفاه دولتي به گسترش بيشتر فقر مي انجامد .

2-  از هم پاشيدگي خانواده محتملتر است .

آثار فقر تا حدي به علت وجود اقتصادي غير رسمي كه بيكاران به وسيله آن به يكديگر كمك مي رسانند جبران مي شود . اما اين اقتصاد خود بر مشكلات اجتماعي مي افزايد .

اقتصاد غير رسمي بازار كار :

اقتصاد غير رسمي به مبادله پول ، كالاها يا خدماتي اشاره دارد كه به دولت گزارش نمي شود. اعضاي اين شبکه ماليات نمي‌دهند، کاري به قواعد و مقررات و رعايت حداقل دستمزد ندارندو صورت دفاتر وگذارش‌هاي مالي خود را به دولت نشان نمي‌دهند.

 

عوارض اقتصاد غير رسمي :

1-  امنيت شغلي آن بسيار ناچيز است .

2-  سطح دستمزد با ضوابط كشوري نا هماهنگ است .

3-  معيارهاي بهداشتي نيز در آن رعايت نمي شود .

اتحاديه هاي كارگري :

اتحاديه‌ها سازمانهاي خود جوشي هستند كه كارگران براي دستيابي به حداكثر نيروي برخورد با كار فرمايان خود آنها را تشكيل مي دهند .

پيدايي اتحاديه ها

"گيلدها"  انجمهاي صنفي خاصي اند كه هم كارگران در آن گرد مي آمدند و هم كارفرمايان . اين انجمن‌ها از قرون وسطي در انگلستان وجود داشته است.  در سال 1824 اتحاديه هاي كارگري قانوني شدند .

اتحاديه ها و سازمانهاي كارگري در انگلستان :

اين كشور خاستگاه مبارزات كارگري مي‌باشد .در  1799 هر نوع اتحاديه غير قانوني اعلام شد وحتی در سال 1812 مجازات اعدام براي افراد كارگر تشكيل دهنده اتحاديه تصويب شد ولی در 1824 اتحاديه قانوني شدند. در 1836 نهضت چارتيسم به وجود آمد و هدف اش اتحاد كاركران با هم بود .در 1871 تشكيل اتحاديه هاي كارگري رسميت يافت .

هدفهاي اصلي نهضت كارگري در انگلستان

1ـ بهتر كردن كميت و كيفيت مزد و شرايط كار

2ـ  افزودن بر درآمد ملي و تأمين اشتغال كامل

3ـ  گسترش نفوذ طبقه كارگر و اتخاذ سياست صنعتي

كنگره اتحاديه هاي كارگري انگلستان

كنگره اتحاديه‌هاي كارگري عالي‌ترين مرجع سازمان‌هاي كارگري و در واقع مركز كليه اتحاديه‌هاي كارگري در انگلستان است و نقش ارشادي را براي اتحاديه‌هاي عضو ايفا مي كند .

سازمان‌هاي كارگري فرانسه

كارگران فرانسوي شرايط كار طاقت‌فرسايي داشتند .در 1830 كارگران روزنامه‌هايي منتشرمي‌كردند و درآن ازحقوق خود در برابر كارفرمايان دفاع مي‌كردند. در 1831 بحران اقتصادي در فرانسه  اوج گرفت و کارگران بيکار تظاهرات کردند. در 1832 تشكيل انجمن برادري و بشر دوستي به دست كارگران نساجي شهر پاريس . در ماه مه 1832 كارگران چاپخانه هاي شهر نانت اتحاديه صنفي خود را به وجود آوردند .

در 1884 تصويب قانون تشكيل سنديكا. در 1887 اتحاديه حرف و صنايع به وجود آمد. در 1895 كنفدراسيون كارگران فرانسه تشكيل شد كه به دو قسمت شدند يكي مسيحي و ديگري انقلابي .

سازمانهاي كارگري امريکا

در 1792 صنف کفاشان اولين سازمان کارگري را تاسيس کردند . در اواخر 1860 اتحاديه ملي کارگري تشکيل شد.

سازمانهاتي كارگري شوروي

در اواخر قرن نوزدهم  سازمانهاي کارگري تشکيل شدند. با روي کار آمدن حکومت کارگري در روسيه , اتحاديه هاي کارگري به شعبه‌هاي حزب کارگر تبديل شدند.

فصل هشتم: اعتصاب در کشورهاي صنعتي

اعتصاب و تعطيلي کارگاه

وقتي که کارگران و سازمان‌هايشان نتوانند اختلافات جمعي را با کارفرمايان حل کنند ممکن است اعتصاب يا تعطيلي کارگاه پيش بيايد.  اعتصاب حربه کارگران و تعطيلي کارگاه حربه کارفرمايان است .

تعريف اعتصاب: عبارتست از خودداري ارادي و دسته جمعي کارگران از انجام دادن کار که به منظور رسيدن به هدف‌هاي مشخصي صورت مي‌گيرد , اما به معني نقض هميشگي قرارداد نيست.

تعطيلي کارگاه: کارفرما براي تهديد کارگران و زور آزمايي در مقابل آنها و به منظور تحميل شرايط کار موقتاً محل کار را تعطيل مي‌کند.

رسميت يافتن حق اعتصاب

فرانسه   سال    1864 , انگلستان سال    1875 , در شوروي سابق  اصلاً به رسميت شناخته نشد.

انواع اعتصاب از نظر محتوا

اقتصادي , اجتماعي , سياسي

انواع اعتصاب از نظر شکل

1-   خرابکاري در محل کار

2-   ناگهاني و غير رسمي که بدون اجازه و تصويب سازمان‌هاي گارگري انجام مي‌شود.

3-   گروگانگيري کارفرما و مديران سطوح بالا

4-  جلوگيري از استخدام

5-   اشغال محل کار

6-   اعتصاب همدردي

7-  تحريم کار

8-  کم کاري

9-  خوداري از اضافه کار

10- تحصن يا اعتصاب نشسته

11- تهديد کننده. براي تهديد کارفرما اعتصاب مي‌کنند.

      12- نوبتي. که به صورت دست کشيدن از کار و انجام کار به صورت متناوب.

علتهاي  اعتصاب

1-  همکاري با ساير کارگران

2-  دفاع از تشکلهاي کارگري

3-  وجود اختلاف نظر

4-  اهداف سياسي

5-  موج نا آرامي از ساير کشورها

6-  ستيز طبقاتي

درخواست اعتصاب کنندگان عبارتند از:

1-  افزايش دستمزد

2-  کاهش ساعت کار

3-  تضمين شغلي

4-  تغيير در روش توليد

5-  مشارکت در تصميم گيري

 

اعتراض به :

1-  مديريت بد وبه ويژه رفتارهاي غير انساني کارفرما.

2-  نارسايي ها موجود در مقررات تأمين اجتماعي

3-  وضعيت محيط کار- وضعيت ايمني و حفاظت و بهداشت محيط کار

اعتصاب و نظريه همکاري (کارکردگرايی)

از اين ديدگاه چون ستيز ذاتي نظام نيست لذا از حفظ وضع موجود پشتيباني مي‌‌‌شود. بنابراين اعتصاب , بيماري و بر خلاف نظم است وبايد آن را سرکوب کرد.

اعتصاب و نظريه ستيز

از اين ديدگاه وضع موجود بيماري و انحراف است. لذا ستيز و اعتصاب پسنديده است

اعتصاب و نظريه مشروعيت و بازار

بروز ستيز ممکن است براي‌تقويت وضع موجود مفيد باشد. "لوئيس‌کوزر" معتقد است بروز ستيز(اعتصاب) به جاي اينکه ويرانگر باشد، ممکن است وسيله‌اي براي ايجاد توازن و در نتيجه عاملي براي حفظ جامعه باشد. زيرا اگر توانايي نظم براي برخورد با وضعيت‌هاي مختلف و متغير در نظر گرفته شود، بهتر مي‌توان تعادل خود را حفظ کند. مانند تأسيس اتحاديه‌هاي گارگري.

اعتصاب در فرانسه

شورتر و تيلي اعتصاب در فرانسه را بررسي کرده اند و به نظر آنها در بررسي اعتصاب سه ديدگاه وجود دارد:

"ديدگاه نخست" اعتصاب را حاصل فقر کارگران مي‌داند و "ديدگاه دوم" اعتصاب را گسست در نظم اجتماعي مي‌داند که بي‌هنجاري مي‌انجامد. درفرايند صنعتي شدن برخي ساختارها در حال فروپاشي و برخي در حال شکل‌گيري هستند، نامخواني يا برخورد يا تداخل اين ساختارها با يکديگر به سرگرداني و بي‌هنجاري مردم و جامعه مي‌انجامد.

 ديدگاه" سوم اعتصاب" را حاصل ستيز منافع مي‌داند

نظرية اعتصاب و کاربرد آن در کشورهاي صنعتي

دوره هاي اعتصاب در فرانسه

 سال 1800  مرحلع پيشه وري، سالهاي 1945 – 1800 مرحله توليد انبوه، سالهاي 1945 به بعد  مرحله بخشهاي علمي

 

اعتصاب در سوئد

"کورپي وشالف" در اين زمينه تحقيق کرده‌اند.آنها بيشتر ديدگاه صنعتگراي چند بعدي را مد نظر قرار داده‌اند. به نظر آنها در بررسي اعتصاب بايد توزيع منافع قدرت  ميان گروه‌هايي که در دموکراسي‌هاي سرمايه‌داري شرکت دارند را مد نظر قرار داد. اگر حزب‌هاي سياسي متکي بر گارگران تسلط بر شاخة اجرايي حکومت داشته باشند، ستيز منافع گارگران و سرمايه‌داران ممکن است به حوزة سياسي منتقل شود. ودر نتيجه احتمال بروز اعتصاب را کم يا محو مي‌کند.

اعتصاب در امريکا

"ادواردز" معتقد است که اعتصاب در امريکا مبارزه‌اي است که بر سر نظارت بر کار در دوره‌اي طولاني صورت گرفته است.

اعتصاب در بريتانيا

"ناولز" در بررسي اعتصاب در بريتانيا سه نوع مهم اعتصاب را مشخص کرده است :

1-  بنيادي ( دستمزد )

2-  سايشي( استخدام طبقات خاص )

3-  همبستگي ( اتحاديه هاي صنفي )

 به نظر او اعتصاب در بريتانيا  حالت موجي دارد .

 

فصل نهم: نهادهاي اجتماعي و فرهنگي جامعه صنعتي 

آشنايي با نهادهاي اجتماعي فرهنگي جامعه صنعتي:

خانواده در جامعه صنعتي: بقاي هر جامعه به باز توليد نسل هاي جديد جمعيت در آن جامعه بستگي دارد.  اکثر اين جوامع روابط جنسي , فرزند پروري , و اجتماعي کردن کودکان در نهادي به نام خانواده هسته‌اي صورت مي گيرد. 

"خانواده هسته‌اي" واحدي خانگي است مرکب از يک زن و يک مرد و کودکان وابسته  آنان.

ساخت خانواده در حال زوال است و شکل جديدي از خانواده با عنوان تک والدي در حال ظهور است در اين خانواده فقط پدر يا مادر وظايف اجتماعي پدر و مادر را انجام مي دهد.

"خانواده هاي بازسازي شده" نيز در اين جوامع رواج دارد. خانواده‌هاي بازسازي خانواده‌اي است که پدر يا مادر پس از جداي همسر ديگري مي‌گزيند.

از ديگر اشکال خانواده در اين جوامع خانواده پرورشي است.

"خانواده پرورشي":خانواده‌ايست که دو شخص بزرگسال (غير از  پدر و مادر)وظيفه‌ي تربيت فرزند را برعهده مي‌گيرند.

مهم ترين دگرگوني در خانواده از قرن 18 به بعد پديد آن زماني بود که توليد کالا در کارخانه‌ها سازماندهي شد و خانواده برخي از کارکرد خود را از دست داد.

ديدگاه توني بيلتون درباره کارکردهاي خانواده :

توني بيلتون و همکارانش معتقدند که تاثير صنعتي شدن بر زندگي خانوادگي را نبايد بي چون و چرا پذيرفت. چرا که:

1-  بسياري خانواده ها همچنان به توليد کالا براي مصرف خانوادگي ادامه دادند.

2-  کنار رفتن زنان و کودکان از فعاليت هاي توليد به سرعت و  قاطعيتي که برخي مي‌پندارند رخ نداد .

3-   کار روزانه براي تبديل کالا به شکل قابل مصرف در خانواده ناديده گرفته شده‌است.

4-  با ظهور توليد کارخانه اي, مردان از زنان و فرزندانشان جدا نشدند , بلکه گاه تمام اعضاي خانواده در کارخانه‌ها استخدام مي شدند.

5-  کارکردهاي مربوط به تفريح و تامين اجتماعي کاملاً از دوش خانواده برداشته نشده است .

 

خويشاوندي در جوامع معاصر

در بريتانيا , طبق پژوهش "يانگ و ويلموت" در دهه 1950 ,  شبکه هاي  خويشاوند شالوده مهمي را براي همبستگي و اجتماع پذيري تشکيل مي داد. اما اکنون تحرک هاي جفرافيايي پيوندهاي خويشاوندي راسست کرده است .

ازدواج و طلاق در بريتانيا :

در جامعه  بريتانيا روابط زناشويي به صورت شکننده و آسيب پذيري در آمده است. ازدواج هنوز دو خانواده را به هم پيوند مي دهد اما چنين پيوندها چندان اهميتي از لحاظ اجتماعي ندارند. در بريتانيا تاکيد هنجاري بر ازدواج بر روي رضايت عاطفي و جنسي است نه رسيدن به ارتقائ اجتماعي و ارث.

دلايل طلاق در بريتانيا

1-  يکي از علت هاي شکست زناشويي تاکيد اجتماع بر انجام تعهدات به صورت فردي است.

2-   علت ديگر نبود فشار مؤثر از طرف خويشاوندان است.

3-   نبود محدوديت هاي ساختاري و هنجاري باعث آساني گسستن و از هم پاشيدگي مي شود .

خانواده معاصر و فرزند پروري

فرزند سالاري دستاورد جامعه صنعتي است. زيرا نه تنها پدر و مادر گرايش به صرف وقت بيشتر براي فرزندان دارند بلکه پرورش و حمايت کامل از فرزندان دليل وجودي خانواده است.

آموزش و پرورش در جهان صنعتي :

"گيدنز" مي‌گويد امروزه در همه‌ي کشورهاي جهان آموزش و پرورش به صورت يکي از حوزه هاي مهم سرمايه‌داري در آمده است. اما شيوه هاي آموزشي و سطوح آموزشي در کشورها فرق زيادي  با هم دارند:

در فرانسه نظام متمرکز است ولی  در امريکا نظام نا متمرکز است.

 

مدارس و سرمايه داري صنعتي:

"ساموئل بولز" و "هربرت جيتس" درباره ي لزوم پيوند آموزش و پرورش با صنعت و پاسخگويي به نيازهاي صنعتي معتقدند که : آموزش و پرورش چندان تاثيري در برابري اقتصادي نداشته است. بلکه نهادي است که نيازهاي اقتصادي سرمايه‌داري صنعتي را برآورده مي‌کند. نيروي انساني مهم‌ترين عامل تشکيل دهنده‌ي نظام روابط صنعتي است. نيروي کار به کمک دانش‌هاي خود وظايف و مسوليت‌هايي را که بر عهده دارد انجام مي‌دهد.

شهر صنعتي:

پيشرفت در فناوري کشاورزي به دگرگونيهاي ژرفي در زندگي اجتماعي انجاميد. فوايد صنعتي شدن نيز زندگي اجتماعي را سراپا دگرگون کرد و سکونت گاه هاي شهري تازه تاسيس, کانون صنعت و بانکداري و مديريت مالي و صنعتي شدند.

نظريه "پل ويريلي"و درباره شهر ارتباطي:

پس از انقلاب صنعتي ما با شهرهايي آشنا شديم که با شبکه راه‌ها وحمل و نقل به يکديگر مربوط بودند.اين پديده را تقابل شهر و روستا ناميد.

اما از پايان قرن بيستم به بعد تقابل شهر و روستا وجود ندارد بلکه تقابل مرکز و حاشيه مطرح است .

ما امروزه به سوي انقلاب ارتباطات پيش مي رويم که اينترنت به نوعي آغاز ساختمان شهري تازه است . شهري بالقوه با شبکه ارتباطي دروني بر اساس سرعت مطلق امواج الکترومغناطيسي.  نوعي فرامرکز و جهان شهر که تمام شهرهاي واقعي اقمار و حواشي آن هستند.

مشکلات اجتماعي شهرها: ساکنان شهرها با چنين مشکلاتي رو به رويند:

1-   جرايم  

2-  الودگي هوا  

3-   سر وصدا

4-   بيکاري

5-  شلوغي مدارس

6-   ناکافي بودن وسايل حمل و نقل انبوه .

 

مالکيت صنعتي و انواع آن :

مالکيت همگاني ,  مالکيت تعاوني , مالکيت خصوصي

مالکيت همگاني خود سه شکل دارد:

1-  مالکيت دولتي:اين صنايع زير نظر مستقيم وزارتخانه اداره مي شود.

2-  مالکيت شهرداري:صنايعي که کاربرد همگاني داشت و براي تامين رفاه شهروندان زير نظر مقامات محلي اداره مي شود.

3-  شرکت دولتي:بدون درگير کردن حکومت در نظارت روزانه بر فعاليت هاي شرکت.

مالکيت تعاوني:

همانند تعاونيهاي راه آهن:سازمان هاي خود جوشي که مالکيت آن ها با استفاده از آن است و به هر کس به نسبت استفادة بيشتر سود تعلق مي‌گيرد.

مالکيت خصوصي:

کسبه خرده پا

شرکت سهامي عام: به معني اين بود که دو يا چند نفر مسئوليت مشترک تجارتي را بر عهده مي‌گرفتند. معمول شدن مسئوليت محدود بدين معني بود که هريک از سهامداران تنها به اندازة ميزان سهامي که سرمايه‌گذاري کرده مسئول است. يعني اگر شرکت ورشکست شد، ملزم نيست بيش از آن بپردازد.

مشکلات شرکت هاي همگاني:

1-  مالکيت اين شرکت ها از تسلط بر آن جدا شده است.

2-   در چنين شرکت هايي مديريت واقعي شرکت در دست تعدادي مدير حرفه اي است.

3-   شرکت ها به هنگام واگذاري و خريد و فروش سهام ممکن است دچار تغييراتي شوند.

 

مذهب در جهان صنعتي:

کلود لوتران  معتقد است که غرب در مرحله گذار(انتقال ) به سوي فرا تجدد است . ويژگيهاي اين مرحله عبارتند از:

1-   ترديد درباره ارزشهاي غالب جامعه

2-  بروز بحران ارزشهاي معنوي

سير تحول تفکر ديني در مغرب زمين

کلود لوتران دوران هاي گذشته را به اين صورت زمانبندي کرده:

1-  ازعهد باستان تا قرن 18 که الگوي حاکم بر جوامع اروپاي صنعتي است .

2-  تولد تفکر علمي جديد که با مکتب اصالت عقل درتفکر اروپايي پيوندي نزديک داشت.

3-  ظهور جنبش نهيليسم . در ابتداي قرن 20 ماکس وبر سخن از ناکامي و سرخوردگي جهان مي گويد.

4-  دوره ي بازگشت به مذهب از 1960 تا کنون

علت هاي گرايش به سوي طيف مذهبي " عصر جديد"

الف: جوامع مصرفي مشوق فرد گرايي است و سر کار چنداني با فرايض جمعي ندارد.

ب : نابودي آرمان هاي جمعي و نبود ارزش هاي مذهبي جمع گرايانه فرد را در گزينش مسير زندگي بي‌راهنما گذاشته است.

ج: افراد با گزينش گرايش‌هاي طيف مذهبي عصر جديد به تدريج بينشيي پيدا مي‌کنند که رابطه ميان جسم و روح جهان را توجيه مي‌کند.

فصل دهم: ويژگيهاي رواني جامعه صنعتي

مقايسه ويژگيهاي رواني جامعه قرون وسطي با جامعه صنعتي جديد

"اريك فروم" از جمله كساني است به روانشانسي جامعه صنعتي پرداخته است فروم مي گويد: اگر جامعه جديد را با قرون وسطي مقايسه كنيم در مي‌يابيم كه مهمترين ويژگي قرون وسطي قبول آزادي فردي است.

در پايان قرون وسطي در ساختمان اجتماع و شخصيت انسان تغييراتي نمودار شد و مركزيت اجتماع به سستي گراييد سرمايه و رقابت اهميت بيشتري پيدا كرد .

علت ويراني سريع اجتماع قرون وسطايي در ايتاليا.

موقعيت جغرافيايي ايتاليا و منافع حاصل از تجارت .

دشمني و درگيري ميان پاپ و امپراطور و ايجاد واحدهاي مستقل.

نزديكي به مشرق زمين و فراگيري بعضي از فنون.

ويژگيهاي رواني دوره رنسانس

1-  فرد از اسارت قيود اقتصادي و سياسي رها مي شود .

2-  فرد از وابستگيها و علايقي كه به وي امنيت مي دهد محروم شد.

3-   فرد ديگر در جهان بسته اي محبوس نبود .

4-  فرد در جهان بي انتها و پر مخاطره اي سرگردان بود .

5-  در پي يافتن هويتي براي خود بود .

6-  فرد را قدرتهاي بالاتر از او تهيديدش مي كردند .

7-  ديگران رقيب او (فرد)  بودند .

8-  فرد دچار احساس پوچي و بدبختي  شد .

9-  فرد منزوي و تنها شده بود و خطر از همه سو او را تهديد مي كرد .

تفاوت آموزه هاي لوتر با آموزه هاي کليساي کاتوليک

1- لوتر به انسان در مسائل مذهبي استقلال داد.

2- پروتستان نقش واسطه ها را در رابطه ميان انسان و خدا برداشت.

ويژگيهاي رواني دوره سرمايه داري انحصاري

عواملي که به ضعف نفس فردي مي انجاميد پيشي مي گيرد و آن‌ها که به او نيرو مي‌دهند از اهميت مي‌افتند,احساس ناتواني و تنهايي فرد افزايش مي‌يابد, از بند‌هاي قديمي مي‌رهد و كارگران امكان مبارزه‌ي جمعي پيدا مي‌كنند.

 در حوزه دمكراسي نيز وضع مانند حوزه‌ي اقتصادي است.

طرح مسئله گريز از آزادي

اريک فروم معتقد است که:

مردم نمي توانند بار آزادي منفي( يعني ازادي از قيد و بند ها ) را تحمل کنند , لذا مي‌کوشند خود را از دو طريق اصلي از  شر آن رها کنند :

1-  تسليم به يک رهبر ( کشور هاي فاشيستي )

2-  همرنگي با ديگران (کشورهاي دموکراتيک)

راههاي گريز از آزادي

1-   قدرت گرايي : در اين راه شخص مي كوشد براي فرار از تنهايي يا تسليم شود يا بر ديگران تسلط پيدا كند .

اشكال گرايشهاي آزار گرانه (ساديستي)

نوع اول وابسته كردن ديگران به خود است

نوع دوم شامل هم تسلط بر ديگران و هم استثمار آنها

نوع سوم گرايش به آزار جسمي و رواني ديگران

2-  تخريب: شخصي كه احساس تخريبي دارد راه گريز از احساس ناتواني خود را تخريب دنياي بيروني مي‌داند.

3-   همرنگي ماشيني : مقصود از اين راه گريز كه اغلب افراد اجتماع به آن روي مي آورند از دست دادن هويت به گونه اي است كه شخص فقط دنبال رو الگوهاي فرهنگي اجتماع مي شود .

آگاهي طبقاتي و گرايشهاي سياسي طبقات مختلف

آنتوني گيدنز در کتاب جامعه شناسي به  گرايشهاي طبقات اجتماعي گوناگون و رفتارهاي آنها در راي گيريهاي انتخاباتي اشاراتي كرده است .

1- طبقه بالا : در بريتانيا آن دسته از ثروتمندان و خانواده هاي كه ثروت آنها در چند نسل به ارث رسيده است غالباً به كساني كه ثروت خودساخته دارند به ديده حقارت مي نگرند .

2- طبقه متوسط: مارکس پيش بيني مي كرد كه سرمايه داران خرده پا در فرآيند انباشت سرمايه‌هاي بزرگ به كلي نابود خواهند شد اما چنين نشد .

 صاحبان سرمايه هاي كوچك كه جزء طبقات متوسط قديمي هستند معمولاً موجوديت خود را در مقابل سرمايه هاي بزرگ در خطر مي بينند.      

انواع طبقه هاي متوسط و ديدگاههاي انها :

"طبقه هاي متوسط بالا"  (معمولاً ديدگاه آزاد منشانه تر درباره موضوع هاي اجتماعي و سياسي دارند )

"طبقات متوسط پائين" ( اگرچه گروه ناهمگني را تشكيل مي‌دهند و كارشان با يقه‌آبي‌ها يكسان است اما معمولاً نگرش‌هاي اجتماعي و سياسي آنها با كارگران تفاوت دارد .

آگاهي طبقاتي و گرايشهاي سياسي طبقات مختلف

3- طبقه کارگر : معمولاً در همه كشور هاي صنعتي و دموكراتيك احزاب ليبرال و چپگرا  آراء خود را از افرادي كه طبقات پائين اجتماع هستند به دست مي آورند .

 

روشهاي بررسي آگاهي طبقاتي

1- روش آوازه اي: در اين روش از پاسخگويان پرسيده مي‌شود كه آنها افراد ديگر را در چه طبقه اي قرار مي دهند.

2- روش ذهني: عبارتست از پرسش از افراد درباره اينكه خودشان را جزء چه طبقه‌اي به شمار مي‌آورند .

3- روش ذهني ساخت طبقه‌اي : بررسي اينکه مردم درباره‌ي ماهيت و منابع نابرابري اجتماعي چگونه مي‌انديشند .

فصل يازدهم : نهادهاي سياسي جامعه صنعتي

دموکراسي صنعتي: دموکراسي صنعتي مفهومي است که از بطن سرمايه‌داري زاده شده که حاصل کشمکش پيوسته ميان مرزهاي اقتدار مربوط به مالکيت و محدوديت‌هاي که به حقوق کارگران تحميل مي‌شود. جدل بر سر مفهوم دموکراسي صنعتي به اين خاطر مهم است که شکل کلي روابط صنعتي را بويژه از لحاظ عوامل مربوط به قدرت حاصل از روابط صنعتي، مشروعيت بخشيدن به مديريت، اتحاديه‌هاو کارگران دولتي و خصوصي و قابليت تجديد ساختار سازمانها، مشخص مي‌کند .

خلاصه ترين تعريف از دموکراسي صنعتي به روايت آبرکرومبي و همکارانش (1984):  دموکراسي صنعتي به معناي شرکت کارگران در تصميم گيري‌هايي است که در سرنوشت آنان تاثير دارد .

سازو کارهاي تحقق دموکراسي:

1-اتحاديه‌گرايي وگفت و گو بر سر شرايط کار به طور دسته جمعي

2- شوراهاي کار ومشورت ميان مديران وکارکنان

3- تصميم گيري مشترک ،که حضور نمايندگان کارکنان را بر کرسي هاي هيئت مديره شرکت و شرکت آنان در تصميم گيري را تضمين مي‌کند.

4- نظارت کارگري بر صنعت

مزد و اهميت آن در دموکراسي

چگونگي تعيين و پرداخت مزد از شاخصهاي دموکراسي صنعتي است .

تعريف مزد: آنچه در ازاي کار انجام شده به فرد پرداخت مي شود (زاهدي1366 )

تاثير مزد در امور سياسي و اقتصادي و اجتماعي :

1-  هزينه توليد ودر نتيجه تعيين قيمت کالاها و خدمات

2-  ميزان تقاضاي کالا هاي مصرفي

3-  ميزان وجوه تامين اجتماعي، حق بيمه هاو خسارت ناشي از کار

4-  ميزان تورم در کشور

5-  سطح اشتغال نيروي انساني

6-  رشد تورم در کشور

7-  توزيع درامد وتعديل نابرابري ها

8-  موازنه پرداخت کشور

9-  سطح زندگي افراد

10-   ميزان اختلافات حرفه اي

11-   صلح و ارامش صنعتي

انواع مزد:

مزد پولي- مقدار واحد پولي که عملا هر فرد دريافت مي کند

مزد واقعي- ميزان قدرت خريد با مزد دريافت شده

حداقل مزد- مزدي که براي گذارندن زندگي و باز توليد نيرو براي ادامه کار لازم است.

مزد زندگي- حداکثر سطح بالاي مزد است که شخص با آن ازهمه‌ي امکانات رفاهي کشور پيشرفته صنعتي بهره‌مند شود.

مزد منصفانه-  ميانگين مزد و مزد زندگي

مزد و بازده

نظام مناسب مزد به گونه‌اي است که در آن ميان مزد و ميزان بازده مزد رابطه‌اي معقول و منطقي برقرار باشد .

روشهاي پرداخت مزد: بر حسب زمان و مکان و صنعت و کشورهاي مختلف فرق مي کند . اما به طور کلي به دو دسته تقسيم مي‌شود :

1-  روش زماني    2- روش کار مزدي

ملي کردن صنايع

براي ملي کردن صنايع و اجتماعي کردن‌ راي‌گيري در انگلستان پس از جنگ شورو هيجاني به وجود آمد. دولت کارگري سال 1945 با شعار سوسياليستي کردن "قله هاي رهبري"در اقتصاد به قدرت رسيد. در آن دوره موضوع مهم و بحث انگيز چگونگي سوسياليستي کردن بود. برخي از عناصر درون اتحاديه‌ي کارگري و حزب کارگر بريتانيا مي گفتند ملي کردن اساس برقراري دموکراسي صنعتي است به شرط اينکه زير نظارت نيروي کار باشد .

نظريات هربرت موريسون (از مخالفين)

هربرت موريسون معتقد است که هيچ بخش از برنامه سوسياليستي براي برقراري نظارت کارگري يا مبارزه يا در حکم کالا بشمار آمدن نيروي کار با ملي شدن تحققي نمي‌يابد.

عقايدش به عنوان مورسيون شهرت يافت. او نوع خاصي از الگوي سوسياليسم دولتي را  پيشنهاد کرده است که در آن به کارآيي اقتصادي زير نظارت رهبري سياسي متمرکز  توجه شده است.

طبق نظر موريسون شرکت‌هاي دولتي بايد به سه اصل متکي باشد:

1-  گماردن خبرگان به مديريت

2-   مسئول بودن صنعت و مديران در برابر وزيران

3-   اداره صنايع بر طبق روح کارايي  تجارتي

  نظريات بوين،لکي ،ديوکس ( از موافقين)

در مقابل نظر موريسون, ديدگاه رهبران با نفوذ اتحاديه‌هاي کارگري نظير بوين،لکي ،ديوکس و شل قرار دارد. شل در مخالف با موريسون مي‌گويد هر سه اصلي که شرکت‌هاي دولتي بايد به آن متکي باشند کاملا ناقص برقراري نظارت کارگران بر تصميم گيري صنعتي است.

 ويژگي دوره‌اي دموکراسي صنعتي

دموکراسي صنعتي در کشورهاي صنعتي پس از جنگ جهاني دوم ،ويژگي ادواري داشته است:

1-  دوره‌ي جدلي

دوره‌ي جدلي که به جنبه هاي اخلاقي و سياسي و ديدگاههايي مربوط به اين امر مي پردازد که :

    به فرض بروز دگرگوني در ديدگاه‌ها و ساختارهاي قدرت و منافع گروه‌ها، دموکراسي صنعتي ممکن است به چيزي تبديل شود.

2-  دوره مشاهده دقيق فعاليت علمي در صنعت

دوره‌ي ديگر مبتني است بر مشاهده فعاليت علمي در صنعت و از شواهد تجربي مربوط به موجوديت هدف‌ها و منطق (مشارکت )بهره مي‌گيرد. اين شواهد نشان مي‌دهند که مشارکت مجموعه‌اي است از روابط  که گروه‌ها پيوسته در پي يافتن آن هستند .

آينده دموکراسي

"فريد ريش آگوست فون هايک" معتقد است : دموکراسي پيماني است که به اکثريتي امکان مي‌دهد خود را از زير نوع حکومتي که نمي‌پسندند برهاند.

امروز دموکراسي قدرتي جادويي دارد به گونه اي که همه‌ي محدوديت‌هاي موروثي در مقابل آن در حال فروپاشي است و به همين نسبت که قدرت پيدا کرده بي‌اعتقادي به آن بيشتر مي‌شود. علت اين بي اعتقادي همين قدرت نامحدود دموکراسي است يعني دموکراسي نا محدود و امروز همه‌ي دموکراسي هاي غربي دموکراسي هاي نا محدودند.

قانون ناميدن هر چيزي که نمايندگان برگزيده اکثريت مقرر مي‌دارند در حقيقت حکومت بي‌قانوني است. اعمال زور و فشار خودسرانه – يعني اعمال زور از جانب نمايندگان اکثريت –هيچ بهتر از اعمال خودسرانه حاکمان ديگر نيست، زيرا راي اکثريت قانون نيست. مجلس اکثريت در مورد اموال اقليت تصميم مي گيرد. در اين صورت اصل آزادي ليبرالي را نفي مي کند، در حالي که آيين تساوي طلبي نيست. دموکراسي نا محدود نا گزير است که تساوي طلب باشد. در اين جا نظر فون هايک با نظر زادنتسکي همانندي پيدا مي‌کند. با اين تفاوت که زادنتسکي اساسا ليبراليسم و دموکراسي صنعتي را ناقص مي داند اما فون هايک معتقد است که اين تضاد اساسي نبوده بلکه اين دموکراسي که هيچ قدرتي آن را محدود نمي کند با آن دموکراسي واقعي فرق دارد.

فصل 12 :صنعت و امپرياليسم :ويژگي هاي جديد استعمار اقتصادي و فرهنگي

نظم جديد جهاني: صداي پاي امپرياليسم جديد

"مانفرد بينفلد" ،استاد دانشکده ي مديريت دولتي دانشگاه  کارلتون در اوتاواي کانادا مقاله‌اي با عنوان  "نظم  جديد جهاني: صداي پاي امپرياليسم جديد" نوشته است و در آن به بررسي تاثير نظم  جديد جهاني در صنعت و اقتصاد جهان پرداخته  است. مانفرد بينفلد نگرش ها به نظم نويمن جهاني را به دو دسته تقسيم مي‌کند:

دلايل بدبيني درباره‌ي نظم جديد جهاني

1-  بازار مهار گسيخته باعث درد "بي ثياتي و شيادي" مي شود.

2-  اشتغال کامل در سطح جهان در آينده قابل پيش بيني دور نماي معقولي ندارد .

3-  توزيع در آمدها و دارائيهاي مولد درونزاد نيست و نيروهاي بازار بر آن نظارتي ندارند بلکه بازتابي است از قدرت سياسي و اقتصادي

4-  بازارها براي مقابله با عوامل خارجي و پيامدهاي دراز مدت آن نا توانند

5-  روزهاي سياسي دموکراتيک به مردم اجازه نمي دهد که ارزش هاي واقعي را بيان کنند

نمونه جهش صنعتي ژاپن

ژاپن در 1950 اقتصاد خود را به دلار وابسته کرد و برابري اسمي را بيش از 20 سال کاملا ثابت نگه داشت. در 15 سال نخست اين دوره ارز خارجي را با يکي از سازمان هاي دولتي به دقت جيره بندي مي‌کرد. دولت از سياست نرخ بهره پايين تبعيت کرد.

آنتي تز سياست نظم جديد جهاني:

بنيفلد معتقد است که: سياست هايي مانند سياست ژاپن تنها راه مقابله با اقتصاد جهاني يک قطبي است.

در اين دنياي جديد مردم آزادي سياسي بيشتري دارند، اما دامنه انتخاب آن ها محدود تر است .  مردم مي‌توانند در عرصه اقتصاد آزادانه‌تر با هم رقابت کنند اما توانايي آن‌ها در برخورداري از اين آزادي همواره کمتر مي‌شود.

صنعت و امپرياليسم فرهنگي

جيمز پتراس استاد جامعه شناسي دانشگاه ايالتي نيويورک در مقاله اي با عنوان " امپرياليسم فرهنگي در پايان قرن بيستم "ديدگاههاي تازه اي درباره ي انباشت سرمايه دارد.مقاله ي او از چندين لحاظ براي جامعه شناسي صنعتي اهميت دارد:

1-  هدف هاي فرهنگي جامعه را كه اكنون يكي از قله هاي صنعت جهاني است فاش مي كند و گامي است در راه تشريح ويژگي هاي فرهنگي اين جامعه

2-  نشان مي دهد كه چگونه ي توان از محصولات همچون سود آوري صنعت بهره گرفت

3-  سلطه گري فرهنگي را جزء جدايي ناپذير نظام اقتصادي و اجتماعي مي داند.

4-  نشان مي دهد كه هدف از اين سلطه گري فرهنگي سر پوش نهادن بر ستيز اساس جداناپذير از اين نظام است.

امپريالسيم فرهنگي در پايان قرن

مپريالسيم فرهنگي آمريكا دو هدف دارد: 1. اقتصادي 2. سياسي

هدف اقتصادي آن تسخير بازارها براي كالاهاي فرهنگي و هدف سياسي آن برقراري سلطه از طريق شكل دادن به افكار عمومي است.

در حوزه سياسي امپريالسيم فرهنگي در جدا كردن مردم از ريشه هاي فرهنگي و سنتي هاي هم بستگي تاثير عظيمي مي گذارد.

هدف اصلي امپريالسيم فرهنگي بهره كشي سياسي و اقتصادي از جوانان است .

سرگرمي ها و آگاهي هاي جواناني را كه در برابر تبليغات آمريكايي آسيب پذيرترند پيام آن نيز ساده و روشن است :( تجدد گرايي )يعني مصرف فرآورده هاي رسانه هاي آمريكايي.

سلطه فرهنگي و استثمار جهاني

در مورد جهان سوم مي توان امپريالسيم فرهنگي را چنين تعريف مي كنند : نفوذ منظم و سلطه ي طبقه ي حاكم غرب بر حيات فرهنگي  توده هاي مردم،براي شكل دادن به ارزش ها ،رفتارها ،نهادها و هويت مردمان ستم ديده به گونه اي كه ارزش ها ،رفتارها ،نهادها و هويت ستم ديدگان با منافع طبقات امپريالستي سازگار شود.

ويژگي هاي جديد استعمار فرهنگي :

1-  توده ي مردم را مخاطب قرار مي دهد

2-   رسانه ها به ويژه تلويزيون به خانه هجوم مي برند

3-  استعمار فرهنگي معاصر دامنه جهاني و تاثير سلطه آور دارد.

4-  رسانه ها كه ابزار امپريالسيم فرهنگي اند فقط به طور ظاهري خصوصي اند

5-  منافع سياسي از طريق موضوعان غير امپريالسيتي تصوير مي شود

6-  به دليل لجام گسيختگي نظام سرمايه داري و افزايش تضادها و فقر و خشونت رسانه ها امكان وجود چشم اندازهاي ديگر را ضعيف جلوه مي دهند.

7-   مي كوشد هويت هاي ملي را نابود يا از مضمون اجتماعي و اقتصادي تهي كند.

 

رسانه ها،تبليغات و انباشتي سرمايه

رسانه ها از منابع اصلي ثروت و قدرت براي سرمايه آمريكا هستند، زير شبكه هاي ارتباطي آن را در سراسر جهان گسترش مي دهند. درصد فرايندهايي از ثروتمند ترين افراد آمريكاي شمالي ثروت خود را از رسانه ها به دست مي آورند.

امپريالسيم و سياست زبان

امپريالسيم فرهنگي راهبرد دو گانه اي براي مقابله به نيروها و برقراري سلطه خود در پيش گرفته است:

1-  هم مي كوشد سياست مخالفان خود را خراب كند

2-  حساسيت زدايي همگاني بوده است به نحوي که كشتارگري دولت هاي غربي عادي جلوه كند.

تروريسم فرهنگي ،ستم ليبراسيم

تروريسم فرهنگي سبب جا به جايي هنرمندان و فعالان فرهنگي محلي است .

تروريسم از ضعف رواني و نگراني هاي عميق مردمان آسيب پذير سخن مي گويد.

آمريكايي سازي فرهنگ هاي جهان سوم با حمايت و تكريم طبقات حاكم ملي صورت مي گيرد.

تاثير امپريالسيم فرهنگي:

امپريالسيم فرنگي و ارزش هاي مورد تشويق آن تا حدود زيادي مانع آن شده كه افراد استثمار شده  به طور جمعي به وضعيت خود واكنش نشان دهند.

حدود امپريالسيم فرهنگي:

امپريالسيم فرهنگي در انحراف تخديرمردم با موانع جدي رو به رو است و در وراي قدرت آن نفي مردم رخ مي دهد .وعده‌هاي كاذب امپريالسيم فرهنگي موضوع مضحكه‌هاي تلخي مي‌شود و انگار به زمان و مكاني ديگر تعلق دارد .

جاذبه هاي فرهنگي بر اثر پيوند هاي دير پاي جمع‌گرايي كه ارزش‌ها و عمل خود را دارد محدود مي‌شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت 22:4  توسط aziz  |